تبليغاتX
یعقوب_نتورک مارکتینگ

یعقوب_نتورک مارکتینگ

نتورک مارکتینگ

نتورک مارکتینگ

نتورک مارکتینگ

 

يك روش كاملا جديد و پيشرفته در بازاريابي كالاها و محصولات تجاري است. البته قدمت اين شيوه به بيش از 50 ‏سال پيش ميرسد. هنگامي كه شركت ‏‎AmWay‎‏ كه يك شركت آمريكايي است براي اولين با اين شيوه را ابداع و آنرا به بازار ‏معرفي كرد. ‏اما بعد از به وجود آمدن اينترنت بود كه اين شيوه توانست خود را بسط و گسترش داده و امروزه به عنوان يك شيوه مدرن ‏بازاريابي و فروش كالا و خدمات مورد توجه قرار گيرد. اين شيوه را بنام: ‏‎Customer Refferal‎‏ (يعني تبليغ مشتري به مشتري) ‏نيز ميشناسند. ‏درباره ‏‎Network Marketing‎‏ ذكر همين نكته بس كه هم اكنون در آمريكا وكانادا حدود 50 ميليون نفر در تجارت هاي مختلف ‏‎Network Marketing ‎‏ كار مي كنند و اين تعداد رو به افزايش است.‏ با اندكي جستجو و گردش در سايت هاي مختلف درباره ‏‎Network Marketing‎‏ و يا بازار يابي شبكه ايي اطلاعات خيلي مهم و ‏جالبي در مورد اينگونه از تجارت و بازار يابي مي توانيد پيدا كنيد.‏ بد نيست بدانيد كه در طول دهه هاي 50 تا 80 ميلادي بسياري از ميليونرهاي آنزمان (مثل موسس كارخانه ‏‎DAWOO‎‏ در ‏كره) از مكانيزمهاي Marketing‎‏ ‏‎Network براي موفقيت تجارت شان استفاده كرده اند.‏

 

اما منطق ‏‎Network Marketing‎‏ چيست؟‏

بطور كلي در سيستمهاي قديمي اقتصادي ،سه عامل مهم و تعيين كننده در گردش اقتصاد عبارتند از : توليد كننده (كارخانه) ‏مصرف كننده و ما بين توليد كننده و مصرف كننده و واسطه ها .‏

واسطه ها بصورت استاندارد به چهار دسته عمده تقسيم مي شوند:‏

1- واسطه عمده يا ‏‎Main Distributer‎‏ :كسي كه محصول توليدي را مستقيم از كارخانه ميخرد و كارخانه نيز فقط و فقط ‏اجناس توليدي را به او ميدهد.‏
2- واسطه محلي يا ‏‎
Local Distributer‎‏ :اين واسطه ،شخص يا شركتي است كه در يك نقطه جغرافيايي و يا يك كشور خاص ‏كار مي كند و محصول توليدي اين كارخانه را از واسطه اصلي تهيه مي كند.‏

3- عمده فروشها يا ‏‎Whole Salers‎‏ :كساني اند كه اجناس رسيده از طرف كارخانه را از واسطه محلي تحويل گرفته و آنها را به ‏اصطلاح يكجا مي خرند.‏
4- مغازه يا ‏‎Shop‎‏ : جايي است كه مصرف كننده به آنجا مراجعه مي كند و محصول توليد شده را از آنجا خريداري ميكند.(شكل ‏‏1 كل اين گردش كار را نشان مي دهد.)‏

وجود همين واسطه ها ما بين توليد كننده و مصرف كننده يكي از مهمترين عوامل افزايش قيمت كالاها و محصولاتي است كه ‏مصرف كنندگان مصرف مي كنند.مثلا در نظر بگيريد كه موبايل ‏‎Nokia‎‏ طبق برآوردهاي خود كارخانه به قيمت 50000 هزار ‏تومان تمام مي شود. كه سود خود توليد كننده نيز در آن ديده شده است اما همبن موبايل در بازار بالاي 100000 هزار تومان ‏بدست ما مي رسد.يعني بيش از 100% افزايش قيمت.‏ مسئله تنها به واسطه ها ختم نمي شود.يكي از بزرگترين عوامل افزايش قيمت در محصولات تجاري ،گراني تبليغات مي باشد.طبق ‏آخرين برآوردهاي اقتصادي به ازاي هر يك از تابلوهاي معابر و پياده روها كه چيزي در حدود 2 تا 3 ميليون تومان آب ميخورد ‏‏ تنها 50 نفر جذب خريد آن محصولات مي گردد.خود گراني تبليغات نيز يكي از عوامل بسيار تعيين كننده در بالا رفتن قيمت ‏محصول اقتصادي است.چيزي در حدود 40% از افزايش قيمت هاي محصولات تجاري به علت تبليغات و گراني انواع رسانه هاي ‏تبليغي است همبن دو عامل يعني واسطه هاي مختلف تجاري و تبليغات بيش از 80% گراني كالاهاي مصرفي را شامل مي شود.‏ بازاريابي شبكه ايي يا ‏‎Network Marketing‎‏ راهي است براي خارج شدن از بار سنگين هزينه هاي واسطه ها و تبليغات.

Network Marketing ‎‏ را تبليغات مشتري به مشتري نيز مي گويند.مثال خيلي معروف آن فيلم سينمايي تايتانيك است.بر طبق ‏برآوردهاي اقتصادي ،به ازاي هر 500 نفري كه فيلم تايتانيك را ديده اند،10000نفر را چه به صورت مستقيم يا غير مستقيم ‏‏،تشويق به رفتن به سينما و ديدن فيلم مزبور كرده اند.

 

منبع: وبلاگ پرمحتوای عسلویه کوئست

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1384ساعت 15:23  توسط یعقوب  | 

موانع موفقیت

موانع موفقیت


هرفردي موفقيتهاي خويش را براساس يك مقياس نسبي مورد سنجش قرار مي دهد. مـوفـقـيـتـهاي كـوچـك بـرخي اشخاص درنظر برخي ديگر ممكن است بزرگ جلوه نمايد؛ اين كاملا بستگي بنوع تربيت، تحصيلات و شرايط مـوجود در زندگي شما دارد. تا زمانيكه به اهداف خود دست يافته و براي بهترين بودن سختكوشي مي كـنـيـد، فـردي موفق محسوب ميشويد. اين اصل مطلب است .


با اين حال افرادي نيز وجود دارند كه نمي توانـند به سطـح رضايت بخشي ازموفقيت دست يابند.

ضعفهاي شخصيتي و يـا خـصوصـيات از پـيـش تعيين شده زندگي آنها،مـوانـع اصـلي راه چنين انسانهايي بشمار مي رود. اگر در زندگي خـود شـرايـط دشـواري را تـجربه كرده ايد، نگاهي به اين صفات و موقعيت ها بيندازيد تا ببينيد در حال آماده نمودن خود براي شكستهاي بيشتر ميباشيد يا خير

 

موانع موفقیت (1)

پشت گوش اندازی



ممكن است يكي از اصليترين اهريمنان عامل نابودي شما در تحصيل و زندگي شغلي، طفره رفتن و به تعويق انداختن امور بوده باشد. افرادي كه علامت مزمن اين "بـيـمـاري" در آنها ديده ميشود، مايلند با اين جملات توجيه كننده كه " تمام كردنش كاري نخواهد داشت" و يا "نگران نباش، وقت براي انجام دادنش بسيار است"، كارها و وضايفشان را براي هميشه از سر خود باز كرده و به تعويق بيندازند .
اگر كاري در حد و اندازه قابليتهايتان به شما روي آورد ولي به دليل عذر و بهانه هاي ذكر شـده از انجام آن ممانعت بعمل آورديد، قطعا" پشت گوش اندازي مشكل اصـلي بـوده و بايد مرتفع گردد. احساس ميكنيد كه زمان در اختيار شما اسـت، اما هنگامي كـه وقـت موعود نزديك مي شود، براي اتمام كار بسرعت هجوم مي آوريد و نتيجه آن خواهد شد كه آن طور كه در ابتدا مد نظرتان بود از انجام عمل مورد نظر باز خواهيد ماند .


فرد پشت گوش انداز معمولا انساني تنبل و سست مي باشد. او براي همه چيز عذر و بهانه داشته و با اينكه توانايي و ابزار انجـام امـور را در اختـيـار دارد، از اتـمام آنـها طـفره مي رود. كار كردن با چنين اشخاصي غير قابل تحمل است و نه تنها كاستي و سستي آنها باعث اختلال در كارها ميگردد، بلكه كارمندان فعال ديگر نيز مـمكـن اسـت به چنـين خصيصه اي دچار شده و رويه آنها را در پيش بگيرند

موانع موفقیت (2)


ترس از موفقیت


مانع اصلي ديگر واهمه داشتن از موفقيت است. با اينكه چنين افرادي دقيقا" مي دانند كه براي موفق شدن به چه چيزي نياز دارنـد، امـا بدليل داشتن ترس از موفقيت قادر به رسيدن به اهداف والاي خود نيستند. در نـظـر ايـشـان راه پـيـش رو، مـخـوف و رعـب آور ميباشد. نگراني از آينده و همه مسائلي كه در نهايت گريبانگير او خواهد شد، منجر به فقدان بصيرت و بازماندن آنها مي گردد؛ مـخـاطرات ذاتـي روند تجارت، رام نشدني بنظر خواهد رسيد .


فرصت هاي ترقي در محل كار ممكن است پيش بيايند، اما فردي كه از موفقيت وحشت داشته باشد قادر به گرفتن ترفيع نخواهد بود. او بهانه مي آورد كه مسؤليـتـهـاي شـغـل جديد زياد و خارج از توانايي هايش است. اينگونه اشخاص ميلي به بالارفتن از پله هاي ترقي ندارند .

 

وقتي آينده نا معلوم باشد، اين وحشت شدت بيشتري پيدا ميكند. بايد پذيرفت افــرادي كه داراي چنين ترسي نميباشند روزهايي پيش رو دارند كه در آنها آينده ترسناك جــلوه مينـمايد، بنابراين ميتوان متوجه شد اشخاصي كه فاقد مكانيزمي مناسب براي برخورد و رويارويي با چنين موقعيتي مي باشند، چگونه احساسي خواهند داشت .


تشخيص و حل اين مشكل آسان تر از برخورد با پشت گوش انـدازي است. بـا كمي هم محوري و اندكي صبر و شكيبايي فردي كه از پذيرش مسؤليتهايي كــه موفقيـتـش را به همراه خواهد داشت وحشت دارد، ميتواند شرايط را به نفع خود تغيير دهد .

 

موانع موفقیت (3)


وسواس



افراد موفق داراي خصوصيتي مشترك هستند و آن قابـليـت تمركز بر انديشه هاي بـزرگ ميباشد. براي بسياري اتخاذ چنين ديدگاهي مشكل است چرا كه خود را كاملا" محدود و متعهد به انجام كارهاي جزئي و كوچك ميـنمايند. تلاش زياد براي انجام كارهاي جزئي زيان آور است چرا كه زاويه ديد را محدود خواهد كرد. اگر براي اتمام هر كار كوچكي مصر باقي بمانيد، هرگز قادر نخواهيد بود به اهداف والاي خود دست پيدا نماييد .


اگر يك كارفرما كاري را به يكي از كارمندان سخت كوش خود محول كرده و آن كارمند ديد وسيع نداشته باشد، بطور يقين كارمند مربوطه در مورد هر موضوع بي اهميت آن پروژه دچار تنش و فشار رواني شده و در به نتيجه رساندن كار دچار كندي خواهد گـرديد. ايـن حالت در اصطلاح احساس وسواس فكري-علمي ناميده و بـاعـث كـاهـش قـابل ملاحظه خلاقيت و كارايي مي شود .


اينگونه افراد،سخت كوشي و تلاش زياد را لازمه زندگيشان دانسته اما عزم و اراده خود را براي كاربرها و مصارف مفيد بكار نميبندند. تنظيم دقيق مهارتهاي مديريـت زمـانـي در برطرف كردن اين مشكل كمك فراواني خواهد نمود .

 

موانع موفقیت (4)


نا امنی



افراد ضعيف و سست بنيان بعلت داشتن احساس ناامني،در كارشان پيشرفتي حاصل نميگردد. شايد يكي از دلايل عدم موفقيت اينگونه انسانها در بي ميلي آنها براي نشان دادن برش از خودشان نهفته شده باشد. علت ترس نيست؛ فقدان اطميـنان و اعـتـمـاد باعث عقب ماندن آنها ميگردد. براي مثال عدم برخورداري از تجربه در بخشي بخصوص، مي تواند موجب پديد آمدن احساس عدم اعتماد به نفس در فرد شود .


مثال بيان شـده در قـسمت قبل در اين مورد نيز قابل بيان است با اين فرق كه كارمند از هـمـان ابـتـدا اصلا" از انـجـام كـار مـحولـه امـتـنـاع ورزيـده و با بهانه آوردنهاي گوناگون به كار فرماي خود اينگونه القا ميكند كه نمي تواند از عهده چنين مسؤليتهايي برآيد .


در اينـجا نـيـز مـسئله هزينه فرصت از دست رفته مطرح است. برخي افراد مايل نيستند براي پيـشرفت و تـرقي دادن مـوقـيـعت شـغلـيـشان در زمان مـحدود خـود بـه داد و ستد بپردازند اما اينگونه گزينه ها و پيشنهادات كاري بخشي از زندگي مـحسـوب ميـگـردنـد. بنابراين ببينيد كه چه چيزي براي شما بيشتر اهميت دارد و با اطمينان خاطر تصميمـي مناسب بگيريد .

 

موانع موفقیت (5)


اطرافیان



ممكن است شما همه شرايط لازم براي منعكس نمـودن فردي موفق از خود را دارا باشيد، اما آيا دوستانتان شـما را در اين راه همراهي ميكنند؟ ممكن اسـت آنـها ديـدگـاه مـتـفـاوت و مـتـضـادي از مـوفـقيت نسبت بشـما داشـتـه باشند. ( و يا اصلا" ديـدگاهي نداشته باشند ) دوسـتـان به علت تاثيرات منفي راه رسيدن بـه موفـقيـت را برايتان سخت و دشوار ميكنند .


برخي از اطرافيان حتي ممكن است متوجه پـتـانـسيـل و استعدادهاي نهاني شما نشده و باعث زمين خوردگي وترديد در قابليتها و تواناييها گردند. حتي براي نامزد و يا همسرتان ممكن است اين تصور بوجود آيد كه توانمنديهاي شما هنـوز بـراي خودتان ثابت نشده و اين ميتواند به بدبيني آنها نسـبت بـه آيـنـده تان منجر گردد. اين موضوع ممكن است باعث نا اميدي و تضعيف روحيه شود، اما بياد داشته باشيد كه نبايد ديگران را مقصر بدانيد؛ شما فقط يك قرباني بيگناه نيستيد.با وجود ابراز بي اعتنايي آنها هنگام بيان ايده هاي كاري جديدتان،بخاطر داشـته باشيد كه اين شما هستيد كه چنين همراهاني را در آن لحـظـه و لـحـظـات آتي براي خود برگزيده ايد .


اگر اين گونه روابط دوستي برايتان اهميت دارد، كاري كه بايد انجام دهيد همسو نمودن دوستانتان با سيستم و خط مشي خود است.چنانچه توانـستـيد متقاعدشان كـنيد كه انساني شايسته اعتماد و اطمينان ميباشيد، آنها را دوستان واقـعـي خـود دانسته و در غير اينصورت براي هميشه از زندگي خود بيرونشان كنيد .

 

موانع موفقیت (6)


فقدان منابع



هيچ چيزي ناهنجار تر از اين مـوضـوع نـيست كه انسان با وجود داشتن همه قابليـتهاي لازم جـهت رسـيدن بـه مـوفقيت، فقط بخاطر عوامل خارج از كنترل خود، از پيشرفـت باز ماند. فقدان منابع مالي و يا كمبود زمان بدليل نگهداري از خانواده و يا مسؤليتهاي ديگر ميتواند يك قاتل واقعي باشد. رشد كـردن زيـر خـط فقر و يا تامين نمودن نزديكاني كه به شما نيازمند هستند، آينده را بسيار متفاوت از آن چـيـزي كـه در تصـورتـان بوده ترسيم خواهد نمود .


بسياري از مواقع بـدنـيـا آمدن يك بچه و يا بيماري ناگهاني افراد خانواده باعث لغو شدن برنامه ها و بازماندن انسان از عملي كردن اهـدافـش خـواهـد شد. اين هم يكي ديگر از حقايق تلخ زندگي است كه هميشه امور بر وقف مراد آدمي نمي باشد .


البته بايد دانست كه موفقيت نه فقط بر اساس مقياسهاي متفاوت، بـلـكه در مـكانهـا و شرايط گوناگون نيز مورد سنجش قرار ميگيرد. موفقيت مالي ممكن است هدف اصلـــي شما باشد، اما پدري خوب و كارمندي سخت كوش بودن براي تامين كردن يك خانـــواده نوپا نيز به همان اندازه پر معني و ارزنده است. بايد پذيرفت كه زندگي و هدفهـاي مــورد نظر انسان ممكن است دستخوش تغييرات قرار بگيرند كه در اين شرايط، تـوانـايي شما در تطبـيق خود با اين تغييرات يك مقياس بزرگ موفقيت بشمار ميرود .

 

موانع موفقیت (7)


نیاز به دیدگاهی درون نگر



يك معلم مدرسه، راهبه، افسر ارتش و سرايدار ميتوانند بطرق مختلفي مـوفق باشنـد. با اينكه موفقيت در كار ممكن است جذابتر از همه بنظر برسد، اگر در زمان مـورد انتـظار به آن دست نيافتيد، بيم ناك نگرديد. يـك قـدم بـه عـقـب بـازگـشـته و عـلـت را بـررسـي نماييد .


خواه دوستانتان مقصر باشند و خواه اعتماد بنفستان، دقت كنيد كه قدمهاي صحيـحـي جهت بهينه نمودن فرصتها براي بدست آوردن موقعيتي موفقتر و راضي كننده تر برداريد .



با سپاس از تمامی شما یاران

منبع : گروه خدمات و پشتیبانی نمایندگان مستقل

 منبع : سايت «راهكار مديريت»

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1384ساعت 15:20  توسط یعقوب  | 

متحول شدن، رمز خوشبختي

متحول شدن، رمز خوشبختي

 

همه ما محتاج يك انقلاب دروني هستيم. همه آرزو داريم كه زندگي پرشور و نشاطي داشته باشيم و در تمناي سلامتي و انرژي بيشتريم. همه تمايل داريم كه كار خود را با علاقه و رضايت انجام دهيم و همه ميخواهيم ثروتمند شويم اما چند درصد ما براي تغيير يافتن قدمي برداشته ايم؟ چند درصد ما از آنچه مي بينيم مي شنويم و مي آموزيم بهره مي گيريم و همواره در پي كسب موفقيت هستيم. اكثر ما در روزمرگي هاي زندگي خود گم شده ايم شايد به اين دليل كه راه تغيير يافتن را نمي شناسيم. در واقع آنچه در زندگي مي خواهيم تنها پاسخ به يك نياز است. نياز به ايجاد تغيير و دگرگوني در آنچه اكنو در زندگي و احساسمان مي گذرد. ما هر كاري را در جهت رسيدن به احساس لذت و خوشي انجام مي دهيم. پس ما بايد تغيير كنيم چرا كه عادات، رفتارها و انديشه ها و احساس هايي در ما وجود دارد كه ممكن است مانع پيشرفت ما شود.

 

مراحل تغيير يافتن

 

براي اينكه تغيير كنيم بايد دنيا را به همين صورتي كه هست بذيريم. اگر براي شاد زيستن دنبال يك راه سده هسنيد، قوانين كمتري براي خود وضع كنيد و بي جهت زندگي را با بايد ها و نبايدهاي خود ساخته پيچيده نكنيد.

 

بنابراين ماموريت شما در زندگي تغيير جهت دادن نيست، بلكه شما مامور تغيير خويشتن هستيد و تمامي راه حل ها در درون شماست. آنچه در دنياي دروني خود احساس مي كنيد در جهان بيرون به چشم مي بينيد و دقيقا به همين علت است كه هيچ كس نمي تواند با دستكاري جهان بيروني به زندگي خود سامان ببخشد. بزرگي مي گويد: (نوع نگاه و نگرش انسان باعث تغيير شكل شرايط بيروني مي گردد.) وقتي شما حركت مي كنيد. جهان به حركت مي افتد و به هر اندازه اي كه تغيير كنيد ديگر بازي سازان زندگي شما نيز به همان اندازه تغيير خواهند كرد بنابراين توجه داشته باشيد كه در زمينه روابط اجتماعي بيهوده نكوشيد كه ديگران را تغيير دهيد.

 

وقتي كه تصميم به پذيرفتن بي قيد و شرط ديگران مي گيريم ((احساس خوب آرامش و اسوده زيستن)) با اين روش ما همچون گذشته بر اساس معيارهاي خاص خود به انتخاب دوستان و همراهان گذشته براساس معيارهاي خاص خود به انتخاب دوستان و همراهانمان مي پردازيم اما در عين حال به آناني كه انتخابشان نكرده ايم بچسب نادرستي و بدي نمي زنيم.

 

اگر در پيرامون خود به دنبال زيباييها بگرديم زيبايي هاي بيشتري را در درون خود كشف خواهيم كرد زيرا ما در آينه وجود ديگران خود را مي بينيم.

 

براي تغيير يافتن ابتدا بايد باور كنيد كه ين تغيير ضروري است آن گاه تغيير را در ذهن خود به خوشبختي ربط دهيد و ذهن خود را نسبت به اين تغيير شرطي كنيد به عبارت ديگر خود را در شرايط ايده آل تصور كنيد و خوشي حاصل از آن را احساس نماييد. اگر مي خواهيد به آرزوهاي خود برسيد بايد بتوانيد رفتار خود را تحت كنترل داشته باشيد. براي برخي مردم صحبت كردن در جمع موجب احساس ناراحتي و اضطراب است چنين احساسي مسلما بر رفتار آنها تاثير مي گذارد در نتيجه هنگام صحبت كردن به لكنت مي فتند نمي توانند راحت بنشينند و چهره شان سرخ مي شود. چنين افرادي همواره از شركت در مجالس ومكانهاي عمومي سرباز مي زنند اما اگر همين افراد بتوانند در همان لحظه احساس خود را تغيير دهند قادر خواهند بود تمام توان خود را به كار گيرند و از بهترين وضعيت جسمي و فكري برخوردار شوند. به ياد داشته باشيد كه هر چه در زندگي به دست آوريد و يا از دست مي دهيد مانند دوست، خانواده، هسمر خوب، پول، موفقيت و بالاخره لذت و خوشي به دليل مشكل احساس شماست. اولين روش براي تغيير دادن احساسمان، روش استفاده از جسم، يعني تغيير حالتهاي بدن، چهره، نحوه تنفس و حركت و راه دوم كنترل تمركز فكري است.

 

ياد بگيريد كه انديشه هاي خود را كنترل كنيد زيرا اولا شما نمي توانيد بر محيط پيرامون خود اوضاع جوي و يا عقايدي كه ديگران درباره شما دارند كنترلي داشته باشيد. ثانيه آنچه مايه شادي و خوشبختي انسان مي شود قدرت و عوامل دروني است. پس روي انديشه هاي خود كار كنيد تا كيفيت زندگي تان را بهبود بخشيد. آن گاه همين انديشه هاي نو احساسات شما را متحول مي كند.

 

توانايي درك افكار و تعيين اهداف و نتايج دلخواه شروع تمام خوشبختي ها و موفقيت هاست. براي تغيير كردن بايد انعطاف پذير باشيد انعطاف پذيري نشانه يك ذهن برتر است. هدف خود را مشخص كنيد و براي رسيدن به آن هدف تلاش كنيد و در صورت شكست هرگز مايوس نشويد شيوه خود را بررسي كنيد و اگر زمان لازم ديديد آن را تغيير دهيد. اگر بتوانيد آمادگي زير سوال بردن فرض هايتان و آزمايش آنها در مقابل واقعيت و نيز توانايي قبول احتمال اشتباه را در خودتان ايجاد كنيد آن وقت داراي طرز فكري خواهيد شد كه نهايتا شما را به سوي موفقيت هاي بزرگ هدايت مي كند. در واقع انعطاف پذيري يعني انطباق با تغييرات الگوها كه با گذشت زمان تغيير مي كنند. بنابراين شما هم بايد تغيير كنيد.

 

از خود بيش از آنچه ديگران از شما انتظار دارند متوقع باشيد. فقط بايد تصميم بگيريد و نترسيد تنها راه براي برطرف ساختن ترس، روبرو شدن با آن است. اگر ترس خود را بزرگ لوه ندهيد به زودي دگرگوني را در خود حس خواهيد كرد.

 

براي تغيير كردن مسئوليت پذير باشيد. زندگي تان را به دقت بررسي كنيد و مواردي كه پسندتان نيست و همواره باعث ايجاد تنش، خشم، نااميدي زياد در شما مي شوند شناسايي كنيد و مسئوليت كامل آن را بر عهده بگيريد زيرا وجود آنها به علت نقصي در نحوه تفكر شماست. عزمتان را جزم كنيد و در مورد هر يك از اين موقعيتها مانند زمينه هاي شغلي روابط شخصي و يا سرمايه گذاري زماني، مالي يا عاطفي قاطعانه تصميم بگيريد و آنها را از زندگي تان حذف كنيد، سامان دادن به زندگي، وظيفه دروني هر انسان است بنابراين تلاش كنيد زيرا زندگي انسان هاي بزرگ به ما نشان مي دهد كه آنها بزرگي خود را از طريق تلاشهاي مستمر و خستگي ناپذيرشان به دست آورده اند.

 

عقايد و باورهاي خود را تغيير دهيد براي تغيير دادن ديدگاهها، تنها چيزي كه لازمست، شهامت انديشيدن به راههاي تازه است.

 

سه نكته مهم

 

1-به ياد داشته باشيد كه در معادله زندگي گذشته با اينده برابر نيست.

 

همواره در هر موقعيتي مي توان به نتيجه رسيد اصلا مهم نيست كه در زندگي چه برسرتان آمده و يا حل مشكل شما چقدر دور از ذهن مي رسد اگر باور كنيد كه هر مشكلي راه حلي دارد حتما راه حل آن را خواهيد يافت.

 

2-ما براي تنبيه شدن به دنيا نيامده ايم. براي درس گرفتن آمده ايم. هر رويدادي در زندگي ما توان بالقوه آن را دارد كه ما را متحول كند و از ميان همه رويدادها سختي ها و مصيبتها بيشترين توان را براي تغيير فكر ما داراهستند. طوري رفتار كنيد كه گويي در وراي هر حادثه اي هدف و مقصودي نهفته است.

 

3-اگر در جستجوي خوشبختي و معناي زندگي هستيد تمام توجه خود را به لحظه اكنون معطوف كنيد و به ياد داشته باشيد كه بهترين جا براي آغاز يك زندگي جديد همين جايي است كه اكنون هستيد. فقط كافي است كه افكار مثبت و نگاه شاد به زندگي داشته باشيد. در اين صورت جهان هستي در قبال اين نگرش پاداشهايي فراتر از انتظار به ما مي دهد.

 

 

ما هر كاري را در جهت رسيدن به احساس لذت و خوشي انجام مي دهيم. پس ما بايد تغيير كنيم چرا كه عادات، رفتارها و انديشه ها و احساس هايي در ما وجود دارد كه ممكن است مانع پيشرفت ما شود.

 

 

خلاقيت و خودآفريني

 

سه عامل موجب شكوفايي خلاقيت انسان مي شود. نخست اهداف و آرزوهاي بزرگ دوم مسايل و بحرانهاي عمده و بنياني و سوم پرسشهاي متمركز هر يك از اين عوامل مي تواند تيرگي را از صفحه ذهن زدوده و چشمه فياض خلاقيت را در وجودتان به جوشش درآورد.

 

اگر به شدت خواستار چيزي باشيد و هدف شما روشن تر و ملموس تر باشد نقطه نظرهاي خلاقه بيشتري براي تحقق آن به ذهنتان خطور مي كند و شما را از موفقيت كنوني به جايگاه بلند و روشن مي رساند. خلاقيت از تراوشات ذهن شماست به خود بياييد و براي غلبه بر مسايل و تنگاناهايي كه هر روز با آن روبرو هستيد ژرفترين و اساسي ترين نگرش هايي را كه نسبت به زندگي داريد بشناسيد و تغيير دهيد.

 

موانع و مشكلات شما ممكن است از اين دست باشند نياز به اطلاعات خاص عدم كنترل وقت و نياز به همكاري با ديگران بنابراين به توانايي هاي باطني خود ايمان داشته باشيد تا بتوانيد موانع را از جا بر كنيد و بر اهدافتان چنگ بيندازيد و فراموش نكنيد كه دستيابي به اهداف همواره در فضاي ذهني روشن و متمركز و با ايستادگي و پشتكار ميسر مي شود.

 

خلاقيت فقط به ذهن ارام نشو و نما مي كند از اين رو با ذهني روشن و فارغ از هر گونه آشفتگي و تلاطم و تحقيق و مطالعه كارآموزي و شركت در سمينار را با كار و تلاش خود تركيب و تلفيق كنيد.

 

خطاهاي خود را كانون توجه قرار دهيد و از لغزشها و كاستي هاي خويش درس بگيريد با مرور و بررسي اشتباهات و تصحيح مسير يك دوره كارآموزي تكنيكهاي موفقيت براي خود ترتيب دهيد همواره به گونه اي با مسايل و تنگناها برخورد كنيد كه گويي انواع مسائل براي تيز كردن ابزارهاي روحي شما به سويتان روانند.

 

براي افزايش سطح درآمد خويش همواره درصدد يافتن شيوه هاي نو و بديع براي تامين نيازهاي مردم باشيد در عرصه رقابت كارها و اقدامات همكاران موفق خود را زير نظر داشته باشيد و از الگوهايي كه در پيشرفت و توسعه فعاليت آنان نقش دارد تقليد كنيد حتي در صورت امكان پس از رفع نقاط ضعف كارهاي آنان كالا و خدمات ارزنده تري را ارائه كنيد.

 

منبع:http://www.gqsupport.net

و با تشكر از وبلاگ كوئسترها

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1384ساعت 15:19  توسط یعقوب  | 

تکیه ام بر چیست؟

تکیه ام بر چیست؟

 

اگر ببينيد کسي بر روي يک درياچه يخ بسته مشغول ساختن يک خانه زيباست چه مي‌گوييد؟ شايد متعجب ‌شويد و با خود بگوييد چه کار نابخردانه‌اي! در بهار که يخ‌ها آب مي‌شوند چه سرنوشت غم‌انگيزي در انتظار اين خانه زيبا و ساکنانش خواهد بود. آري! اين داستان بسياري از انسان‌هاست. بيشتر مردم زندگي خود را با تکيه بر چيزهايي بنا کرده‌اند که ثباتي کاذب دارد و در شرايط سخت از هم مي‌پاشد. اکثر مردم تکيه‌گاه مطمئني در زندگي ندارند و تکيه بر چنين عناصر سستي، ناشي از اعتماد کاذب و ساده‌انگاري آنهاست.

تکيه‌گاه شما در زندگي چيست؟ آيا تا کنون به اين موضوع فکر کرده‌ايد؟ آيا متوجه شده‌ايد که در واقع (نه در حد عقيده‌اي بي‌پشتوانه) چه چيزي به شما قوت قلب و شوق حرکت مي‌بخشد؟ آيا تکيه گاه خود را مورد محک و آزمايش قرار داده‌ايد که به ميزان ثبات آن پي ببريد؟ نکند شما نيز قصر باشکوه زندگي‌تان را بر يخ مي‌سازيد و در اين چرخه پايان ناپذير افتاده‌ايد که: "چون فرصت ندارم زمين زير پايم را محک بزنم و بيازمايم، مستقيماً به ساخت خانه مشغول شده‌ام؟"

تکيه‌گاه، نقشي مهم و کليدي در زندگي دارد. آن کس که تکيه‌گاه محکمي دارد از ثبات و اقتدار بيشتري برخوردار است و آن‌که تکيه‌گاهش ضعيف و متغيير است، داراي شخصيتي متزلزل بوده و نمي‌تواند با قاطعيت و استحکام رفتار نمايد. در رفتار چنين شخصي انواع دوگانگي‌ها و تغيير موضع‌ها ديده مي‌شود و ممکن است با هر کسي به گونه‌اي برخورد نمايد. تکيه‌گاه اگر سست بنياد باشد، يک نقطه شکست محسوب مي‌شود. کافي است که اين تکيه‌گاه آسيب ببيند تا ساختار رواني فرد درهم بريزد. لازم است که تکيه‌گاهمان را بشناسيم و اگر از تکيه‌گاهي سست برخورداريم، با تغيير بينش، آنرا تغيير دهيم.

اصولاً هر چيز باثباتي در اين هستي تکيه‌گاهي دارد و بر چيزي استوار گشته است. تکيه‌گاه درخت، زميني است که بر آن ريشه دوانده است. تکيه گاه زمين، خورشيد است و تکيه‌گاه خورشيد کهکشان راه‌شيري است. آنچه که تکيه‌گاه ندارد شهاب سنگ‌ سرگرداني است که بدون هدف در فضاي بين سيارات و ستارگان شناوراست و بالاخره به سياره يا ستاره‌اي اصابت مي‌کند و يا خود مورد اصابت شهاب‌سنگ سرگردان ديگري قرار خواهد گرفت.

انسان‌ها نيز از جهت رواني تکيه‌گاه‌هايي دارند و زندگي‌شان را با محوريت تکيه گاهشان بنا کرده‌اند. مهم‌ترين مواردي که مي‌تواند تکيه‌گاه شود، عبارتند از:

1- ثروت: ثروت قدرت انتخاب را افزايش مي‌بخشد. آن کس که نسبت به آنچه مي‌خواهد استطاعت مالي کمي دارد، ناگزير بايد به آنچه که برايش مقدور است بسنده کند. مقدار اين ثروت مهم نيست، ممکن است سرمايه يک‌نفر چرخ‌دستي‌اش باشد که با آن دستفروشي مي‌کند و يا ممکن است بسيار زياد باشد.

2- دانش: منظور دانشي است که ديگران از آن برخودار نيستند و يا کم برخوردارند. چنين دانشي به انسان قدرت رد يا قبول مي‌دهد و درجايي که موضوع تخصصي مي‌شود و نظر يک کارشناس اهميت ويژه‌اي پيدا مي‌کند، نقطه‌اي کليدي محسوب مي‌شود.

3- اطلاعات: در عصر اطلاعات به سر مي‌بريم و اطلاعات منجر به شناخت بهتر اوضاع مي‌شود. با شناخت کامل‌تر، حدود مسئله روشن‌تر شده و خطرات و فرصت‌ها را مي‌توان در کنترل بيشتر قرار داد. در نتيجه مي‌توان تصميم‌ خردمندانه‌تري گرفت. اطلاعات را به چند طريق مي‌توان به دست ‌آورد. ممکن است اخبار پشت پرده باشد و يا اين‌که خود شخص دست به استخراج آن بزند.

4- شهرت: حسن شهرت و معروفيت، منجر به کسب اعتبار و مقبوليت مي‌شود. اعتبار و مقبوليت از جمله عواملي هستند که باعث مي‌شوند توجه ديگران جلب شده و آنها را مايل به همکاري نمايد.

5- روابط: در دوراني زندگي مي‌کنيم که ارتباطات نقش مهمي در زندگي ايفا مي‌کند و کساني که از توان برقراي ارتباطي مناسب و مؤثر را دارند از قدرت بيشتري برخوردارند. اين دسته‌از افراد مي‌توانند به واسطه ارتباطاتي که دارند از امکانات گوناگوني برخوردار شوند.

6- مهارت و تجربه: کسب مهارت نيازمند تلاش و پشتکار است. مهارت آموختني است و تجربه هم در اثر کار فراوان و در گذر زمان حاصل مي‌شود. کارها به دست کساني انجام مي‌شود و به پايان مي‌رسد که مهارت و تجربه دارند. نياز به افراد ماهر و مجرب باعث مي‌شود که شرايط آن‌ها براي همکاري پذيرفته شود.

7- پشتيبان: کسي که از حمايت و پشتيباني فرد قدرتمندي برخوردار است به واسطه اين حمايت مي‌تواند به کارهاي گوناگوني دست بزند و ديگران نيز به واسطه همان پشتيبان از او تبعيت مي‌کنند.

8- پيرو يا هوادار: قدرت بعضي از افراد به واسطه پيروان و هوادارانشان است. آنها به واسطه توجه و همراهي پيروانشان از اعتبار و قدرتي برخوردار مي‌شوند.

9- عقيده: بسياري قدرتشان را از عقايدشان مي‌گيرند. مثلاً کساني که معتقدند از نژاد برتري برخوردارند و به واسطه اين عقيده طرفداراني را گرد خود جمع مي‌کنند.

اينک در خود بنگريم که تکيه‌گاه ما چيست؟ براي اينکه بتوانيم تکيه‌گاه خود را بشناسيم، در ابتدا بهتر است کمي مشخصات تکيه‌گاه را مرور کنيم. صخره‌نوردي را در نظر بگيريم که درحال بالا رفتن از صخره‌اي صعب و با شيب تند است. تکيه‌گاه اين صخره‌نورد، رشته طنابي است که جلوي سقوطش را مي‌گيرد. آيا مي‌توانيد تصور کنيد که صخره‌نورد در اين حالت چه احساسي به اين رشته طناب دارد؟ تمام زندگي او به همين رشته نازک وابسته است و او بايد کاملاً متوجه باشد که اين رشته در لابلاي صخره‌ها گير نکند و پاره نشود. اگر پايش بلغزد و سقوط کند، به اولين چيزي که چنگ مي‌اندازد، همين رشته طناب است و آن را چنان مي‌گيرد که گويي معشوقي را به آغوش گرفته است. از طرف ديگر رشته طناب باعث آرامش و آسودگي خاطر صخره‌نورد است. هرگاه ببيند که رشته طناب در وضعيت مناسبي است و به خوبي به صخره متصل شده است، احساس خوبي دارد و با اطمينان و اعتماد از صخره بالا مي‌رود و قدرت مواجه با خطر در او زياد مي‌شود و درهر جا که ببيند رشته طناب در وضعيت خوبي نيست و دچار سايش شده يا به ميخي متصل به صخره نيست، محتاط مي‌شود و با دلهره و حواس جمع به صعود ادامه مي‌دهد.
اين يکي از مهم‌ترين و واضح‌ترين نشانه‌هاي تکيه‌گاه است. شايد خودمان نيز چندان از تکيه‌گاهمان آگاه نباشيم اما به طور ناخودآگاه توجه خاصي به آن داريم و به هرآنچه که موقعيت تکيه‌گاه را به خطر اندازد، واکنش شديد نشان مي‌دهيم. از دست دادن تکيه‌گاه، تأثير رواني بسيار مخربي بر ما خواهد گذاشت و گاه شدت اين تأثير چنان خواهد بود که افسردگي شديد و حتي مرگ را در پي خواهد داشت.

از طرف ديگر هرگاه که تکيه‌گاه در وضعيت مطلوبي باشد، حس آرامش و راحتي ما را در بر مي‌گيرد. نفس عميقي مي‌کشيم و با خود مي‌گوييم "الهي شکر" که شايد ترجمه آن چنين باشد "اي تکيه‌گاه از تو بسيار متشکرم". به خاطر همين حس آرامش و راحتي در صدد تقويت و مستحکم کردن تکيه‌گاه خود بوده و حتي نسبت به اين موضوع حريص هستيم.

اين مطلب را مي‌توانيم در خودمان بيابيم. توجه به ناخودآگاه مي‌تواند کمک شاياني در جهت شناسايي تکيه‌گاه بکند. آنچه مهم است اين‌که در عمل و به واقع بر چه چيزي تکيه کرده‌ايم. چه بسيار افرادي که معتقدند تکيه‌گاه‌هايي بسيار بزرگ دارند ولي اگر به آنها گفته شود که ممکن است چشم خود را از دست بدهيد، دچار اندوه فراوان مي‌شوند؛ يعني يکي از تکيه‌گاه‌هاي اين شخص سلامت جسماني‌اش بوده (و خود بي‌خبر)، و آن چيز بزرگ در واقع توهمي بيش نبوده است. از خود بپرسيم که :

- تکيه‌ام بر چيست؟
-
با يادآوري چه چيزي احساس آرامش و اعتماد مي‌کنم؟
-
در هنگامي که مي‌ترسم، نگرانم و يا مردد مانده‌ام، به سراغ چه چيزي مي‌روم؟
-
در چه مواقعي خيالم راحت است؟
-
به چه چيزي حريصم و علت اين حرص در چيست؟
-
از دست دادن چه چيزي را نمي‌توانم تحمل کنم و آن چيست که بدون آن زندگي معنا ندارد؟

با شناخت هر چه بهتر تکيه‌گاه مي‌توانيم ببينيم که تا چه حد تغيير ناپذير و مستحکم است و چه خطراتي آن را تهديد مي‌کند. شايسته است بر چيزي تکيه کنيم که خود متکي به چيز ديگري نباشد و هيچ عاملي نتواند به آن ضربه بزند. تغيير تکيه‌گاه با تغيير بينش و افزايش خودآگاهي همراه است.

گام اول تغيير، پذيرش و اعتراف به تکيه‌گاه ضعيف است. اگر مايه آرامش ما پول است و ريشه نگراني‌هايمان نيز بي‌پولي است، به اين موضوع اعتراف کنيم و خود را فريب ندهيم. تا زماني که در نزد خود اعتراف نکرده‌ايم، بقيه کارها بي‌ثمر است. نه تلقين و نه مطالعه و نه هيچ تکنيک ديگري نمي‌تواند منجر به تغيير تکيه‌گاه شود.

در گام دوم لازم است که بدانيم چه عاملي باعث شده که اين تکيه گاه را بپذيريم. اين عامل مي‌تواند آموزش‌هاي غلط در دوران کودکي، القائات جامعه، توهم و يا تعليمات اشتباه باشد.

در گام سوم با شناخت و فهم دلايل ضعف تکيه‌گاه و پيامدهاي پذيرش آن، از تکيه زدن بر جايي سست دست برداريم.

لازمه برخورداري از يک زندگي متعالي و اثربخش، داشتن تکيه گاهي محکم است. تنها در زماني احساس آرامش کنيم که تکيه بر جايي امن و ايمن داريم، جايي که دچار تغييرات نمي‌شود و طوفان حوادث آن را دگرگون نمي‌کند.


با تشکر از همگی شما دوستان

گروه خدمات و پشتیبانی نمایندگان مستقل

منبع : وبلاگ B-Team

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1384ساعت 15:18  توسط یعقوب  | 

خلاقيت را چگونه رشد دهيم ؟ بخش اول

خلاقيت را چگونه رشد دهيم آيا انسانهاي خلاق با ساير انسانها تفاوت دارند؟ بخش اول

 

شواهد دلالت دارند كه هم وراثت و هم محيط، در بالندگي و رشد خلاقيت مؤثر است اشاره آلفرد هيچكاك اغلب براي شخصيت پردازي قهرمانان قصه هاي خود از عنصر خلاقيت بهره مي گرفت. به عبارت ديگر هر كدام از شخصيت هاي داستاني او يك ويژگي خاص داشتند. در قصه «پنجره عقبي» يك عكاس نشريه به خاطر شكستگي پايش بايد مدت ها در خانه بستري شود، اما او بيكار نيست و با لنزهاي دوربين ازطريق پنجره عقبي اتاقش، زندگي مردم را مي كاود و قصه آنچنان روان و زيبا پيش مي رود كه در پايان، همان عكاس خلاق به عنوان كارآگاه، يك جنايت واقعي را عريان مي كند. افراد خلاق نيز اين گونه هستند، آنها مثل افراد عادي به پيرامون خود نگاه نمي كنند. شايد از منظر مردم، برخي از افراد خلاق دچار برخي كاستي ها در حواس باشند، اما اينگونه نيست. آنها به هر پديده اي به گونه اي ديگر نگاه مي كنند.

 «اسماعيل صديقي پاشاكي» مطلبي را از «استيفن. ب. روبنز» ترجمه كرده است كه در پي مي آوريم: خلاقيت را قوه و استعدادي مي دانند كه تصويرهاي ذهني را به نحوي منحصر به فرد، با هم تركيب و يا اين كه رابطه اي غريب و غيرعادي ميان آنها ايجاد مي كند. البته بايد گفت تصويرهاي ذهني نبايد فقط نو و بديع باشند، بلكه بايد سودمند و مفيد هم باشند.«نورمن ماير» مي گويد: « صرف خارق العادگي و يا متفاوت بودن تصوير ذهني، نشانه خلاقيت و امتياز آن نيست، چون، چه بسا كه آن تصوير ذهني، نشانه اي از ناهنجاري رواني نيز باشد. عدم درك اين تمايز، امكان آن را فراهم مي كند كه غالباً نبوغ را با جنون خلط و قاطي كنيم.

شاخص ممتاز بودن راه حلهاي خلاق آن است كه بايد عملي باشند، يعني اين كه با واقعيت در پيوند باشند آيا خلاقيت را مي توان رشد داد؟خلاق بودن- يعني ديدن چيزهايي در عالم و آدم، كه به چشم ديگران نيايد- آسان نيست. همين كه چيزي را متفاوت از ديگران به تصور درآوريد، در زمره افرادي قرار مي گيريد كه انگشت شمارند.

غالباً سازمانها كساني را كه پاي بند ديد و نگرش منحصر به فرد خود در مورد پديده ها هستند، برنمي تابند. در محيط هايي كه تأكيد بر همگني و يكپارچگي است، داشتن نگرش متفاوت با ديگران سهل نيست. اما آيا انسانهاي خلاق با ساير انسانها تفاوت دارند؟ آيا توانايي آنها ارثي است يا اكتسابي؟ شواهد دلالت دارند كه هم وراثت و هم محيط، در بالندگي و رشد خلاقيت مؤثر است. خلاقيت را بايد صفتي پنداشت كه هر انساني به درجاتي بدان موصوف است. آن چه ضروري است، اين است كه بايد زمينه تجلي اين قوه را در داخل اعضاي سازمان، خاصه در مديران فراهم كرد. خلاقيت را نمي توان تابع منطق دوتايي و يا مقوله اي دوگانه به حساب آورد. بدين معنا كه بگوييم انسانها يا واجد آن هستند و يا فاقد آن. از سوي ديگر، اگرچه هر كسي سهمي از قوه خلاقيت دارد، برخي كسان هستند كه به علت داشتن توانايي هاي ذاتي، اين قوه را موفق تر از ديگران به كار مي گيرند.

 

منبع : وبلاگ به رنگ خدا

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1384ساعت 15:8  توسط یعقوب  | 

از زبان و فكر ديگران نترسيد

 

از زبان و فكر ديگران نترسيد

 

گريز اغلب افراد از رويارويي با خطر و جسارت به خرج دادن، تنها به اين دليل است كه از زبان و فكر ديگران مي‌ترسند. متأسفانه بسياري از ما از ترس اينكه مبادا مورد انتقاد قرار بگيريم، جرأت انجام بسياري از كارها را از دست داده‌ايم، نكته بسيار مهمي كه غفلت از آن مانع بسياري از پيشرفتهاست اين است كه: «انسان با انجام يك كار نخواهد توانست،دل همه را بدست آورد» اينجا حكم عقل اين است كه «بيهوده، خود را بازيچة نظرات اطرافيانت نكن» اگر اين حكم را عملي كنيم، بي شك زمينه را براي گشودن ابواب سعادت فراهم آورده‌ايم.

 

منبع: سايت مسعود دل افكار

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1384ساعت 15:7  توسط یعقوب  | 

اعتقاد به كفايتهاي خودمان

 

        

      اعتقاد به كفايتهاي خودمان

 

 

يكي از عوامل مهم عدم كاميابي ما انسانها در زندگي بي‌اعتقاد بودن به كفايتها و لياقتهايمان است. به عبارت ديگر خودمان را دست كم مي‌گيريم. با اين طرز فكر، راه بر جريان پيشرفت و كاميابي‌مان سد مي‌شود و در نتيجه نه از عهدة كارهايمان برمي‌آييم و نه از فرصتهاي موجود،‌استفاده لازم را مي‌كنيم. توجه به استعدادها و لياقتها، نشاط و تحرك لازم براي انجام امور زندگي را فراهم مي‌آورد و اين سرزندگي و شادماني موجب دوستي با خويش خواهد شد و دوستي با خويش زمينه ساز ترقي و پيشرفت.

 

منبع: سايت مسعود دل افكار

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1384ساعت 15:5  توسط یعقوب  | 

آموزش موفقيت

 آموزش موفقيت

 

 

سيستم آموزش موفقيت موسسه

بشر از دیرباز شیفته یافتن راهکاری جهت لذت بردن از زندگی و کسب تفوق فردی و آرامش خاطر بوده اند و در این راه هم طی آزمایشات و تحقیقات و تجارب فراوان به نتایج بسیار جالبی هم رسیده اند که می توان آنها را در علوم مختلف خصوصا پسیکولوژی و پارا پسیکولوژی و لوگو تراپی مشاهده نمود.

نتایج به دست آمده جملگی نظریه بسیار شگفت انگیزی ارائه داده اند به این مضمون که کلید موفقیتهای شغلی، تحصیلی، خانوادگی، اجتماعی و مالی.... همه بستگی به نحوه ما و بینش ما دارد به زبان ساده تر موفقیت یعنی استفاده کردن صحیح و مناسب از سیستم اعصاب و مغز راهبردهای چون هپنوتیزم، خلسه، مدیتیشن، مراقبه، نیایش و ... سعی دارند روشهای کنترل مغز را به ما بیاموزند اما در جهان کنونی و عصر حاضر انسانها بیشتر تمایل دارند در کمترین زمان بیشترین نتیجه را کسب نمایند بر اساس همسن باور و ایده دو نفر از دانشگاه کالیفرنیای سانتا کروز آمریکا به نامهای جان گریندر زبان شناس و ریچارد بندلرریاضی دان, تحقیق بی نظیری را شروع کردند که نتیجه آن علم برنامه ریزی عصبی ـ کلامی بود .ان ال پی روشی صد درصد کاربردی و سریع می باشد که با اجرای الگوهای آن و مدلهای بسیار جالب در زمینه های مختلف می توان به نتایج ایده ال خود برسیم    

در سیستم آموزشی ما به روشهای دستیابی موفقیت می توان از سه نظر می توان نگریست که خود مراحل سه گانه موفقیت هم می نامیم.

مرحله اول:

(که شامل دروس اولیه بازسازی و باز آفرینی افکار و روحیات موفق زیستن می باشد)

الف: مدیریت روحیه: شامل مدیریت کنترل روحیات و حالتهای روحی ما می باید.

ب: مدیریت تمرکز فکر: مدیریت تمرکز حواس بر اهداف

ج: مدیریت اعتقادات: مدیریت کنترل باورها و اعتقادات و تغییر باورهای منفی

د: مدیریت ارزشها

هـ : مدیریت قوانین فردی

و: مدیریت کنترل انگیزه

ز: مدیریت اصول و باورهای موفقیت و موفق زیستن

مرحله دوم:

( که شامل دروس تکمیلی جهت موفقیتهای فردی می باشد)

الف: مدیریت اهداف و روشهای هدفگزینی

ب: مدیریت زمان و روشهای بهینه از زمان 

 ج: مدیریت زبان و آئین سخنرانی

د: مدیریت مالی و کنترل درآمد و ثروت اندوزی

و: مدیریت ارتباطات دوستانه، زناشوئی روشهای نفوذ در دلها و جذابیت

ز: مدیریت جسم، تندرستی و کسب شادی

ح: مدیریت حل مشکلات و کار شکنی درکارها

 

مرحله سوم: توسعه موفقیت

(شامل دروس پایانی موفقیت است)

الف: مدیریت کنترل عادتهای شخصی و غلبه بر عادتها نا مناسب

ب: مدیریت کنترل ترسها

ج: مدیریت احساسات و عواطف و کنترل آنها

د: مدیریت رهبری: مدیریت رهبریت درون سازمانی و برون سازمانی

هـ : مدیریت مطالعه: مدیریت روشهای تمرکز حواس، تقویت حافظه و روشهای برتر مطالعه.  

مدیریت روحیه

برای رسیدن به هدف و موفقیت بایستی روحیه و حالات مناسب داشت برای داشتن روحیه شاد و سر زنده و دارای اعتماد به نفس باید روش تغییر روحیه بدانیم.

 اصولا جهت هر تغییری باید افکار، احساسات و رفتار خود را تغییر دهیم.روحیه حالتی است روحی که در یک مقطع زمانی خاص.برای تغییر از حالت موجود به حالت مطلوب لازم است که سه اصل رفتار افکار احساسات تغییر نماید                                                        

                   

مثال: برای تغییر روحیه عصبانیت به آرامش باید افکار و احساسات رفتار مربوط  به آن را  تغییر دهیم روحیات ما کنترل کننده رفتار ما می باشند. روحیه مرکب از دو جزء اساسی است الف: تصاویر ذهنی               ب: حالت جسمانی

برای تغییر روحیه کافی است تصویر ذهنی و حالت جسمی خود را تغییر دهیم

آنکور

آنکور یا تکیه گاه ذهنی عبارت است از تکرار انجام یک کار، حالت، تصویر، صدا، حس و .... که شرطی شده و باعث به وجود آمدن روحیه ای خاصی می شود.با استفاده از آنکور ها می توانیم روحیات خود را در هر لحظه که بخواهیم سریعا تغییر دهیم .

مراحل تغییر تهیه یک انکور:

1ـ شناخت روحیه

2ـ تشریح روحیه

3ـ ساخت یک تکیه گاه ذهنی

4ـ شرطی کردن تکیه گاه ذهنی در اثر تکرار

مدیریت تمرکز فکر

نور خورشید گرم است اما سوزنده نیست. عدسی نور خورشید را متمرکز نموده و آن را سوزنده می سازد . بله. تمرکز بر هر چیز نیرو را چند برابر می کند تمرکز بر اهداف شخصی ما نیروی ما را چند برابر می کند.

تمرکز بر هدف یا هر کدام از عادات شخصی ما جهت و مسیر حرکت و رفتار های ما را می سازد یکی از عوامل عدم ترک سیگار یا عادت شخصی یا اعتیاد همان تمرکز ما بر آن عادت است مثلا ترک سیگار.

ما فکر خود را متمرکز می کنیم که سیگار نکشیم همین تمرکز موجب می شود ما رفتارهای از خود نشان دهیم که منجر به گرایش دوباره ما به سیگار شود اما اگر فکر خود را در بر سلامتی خود متمرکز کنیم رفتارهای از خود نشان می دهیم که موجب به وجود آمدن روحیه سالم در ما می شود که یکی از آنها اجتناب از مواد مخدر می باشد.

مدیریت اعتقادات و باورها

باورهای ما سازنده اعمال ما هستند یک ضرب المثل می گوید چه معتقد باشی که می توان چه معتقد باشی نمی توانی در هر دو صورت حق با توست.

چه قدر به موفقیت باور دارید؟

ما بایستی به موفقیت خودمان اعتقاد داشته باشیم برای کسب ثروت باید اعتقادات مربوط به پول خود را باز آفرینی و تغییر دهیم اعتقادات ما دارای  مراحل مختلف هستند.

الف: نظر: ( به نظر من) : به طور کلی هر  نظر دارای یک سری دلایل و مدارک می باشد به نام چهار چوبهای مرجع، هر چه تعداد چهار چوبهای مرجع بیشتر باشد باورهای ما قویتر است. نظر دارای شرایط قابل تغییری است با  یک استدلال حتی سفسطه از بین می رود یا عوض می شود، ثبات کمتری دارند و عمر کوتاهی دارند.

ب: عقیده (من معتقدم، به اعتقاد من)

عقیده دارای چهارچوب های مرجع بیشتری نسبت به نظر است محکم تر بوده و دارای ثبات بیشتری است اما د حال قابل تغییر است.

ج: ایمان

دارای ثبات بلند مدتی است ، مشکل تغییر می کند یا اصلا تغییر نمی کند از چندین چهار چوب مرجع درست شده.

د: یقین:

محکم تر و با ثبات تر از ایمان است.

اعتقادات دو دسته هستند(منفی و مثبت) یا مفید و مضر

مفید(مثبت) اعتقاد اتی هستند که انگیزه لازم را جهت موفقیت در ما به وجود می آورند  مضر(منفی) اعتقاد اتی هستند که قدرت ما تقلیل داده و ما را از کسب موفیقت باز می دارند اعتقادات ما می توانند مانع یا نیروی محرکه فعالیتهای ما باشند.

مدیریت ارزشها

ارزشها ما قطب نما رفتارهای ما در تصمیم گیری های خود از ارزشها ی خود استفاده می کنیم.ارزشهای ما میزان اهمیت ما را به اشیا نشان می دهند ما با تغییر ارزشها رفتار خود را می توانیم تغییر دهیم مثلا فرض کنید اولین ارزش جوانی 29 ساله ماجراجویی است این ارزش  موجب می شود این فرد بیشتر ه تفریح،سفر و ... می پردازد حال اگر ارزشهای این فرد را تغییر داده و اولویت اول را به یادگیری تغییر دهیم این فرد به جای تفریح و سفر و به کتابخانه رفته و مطالعه می کند و لذت هم خواهد بود ارزشها خود بر دو نوع هستند ارزش جذبی و ارزش دفعی

ارزشهای جذبی

1ـ موفقیت           2ـ آرامش    3ـ پیشرفت      4ـ امنیت و ....

ارزشهای دفعی

1ـ طرد شدن     2ـ افسردگی    3ـ تنهایی      4ـ جواب رد شنیدن

مدیریت قوانین  فردی

انتخاب پاسخی که ما نسبت به محرک های بیرونی می دهیم به عهده قوانین فردی ما هستند مثلا آیا از رفتار کسی عصبانی بشویم یا نه بسته به آن است که در قوانین فردی خود آن عمل را به عصبانیت نسبت دهیم.

مثال

قوانین فردی: به هر کس سلام کردم جواب نداد باید ناراحت شوم

محرک: شما سلام کردید همسرتان یا دوستتان پاسخ نداد. 

پاسخ ما به محرک: ناراحت می شویم

قوانین فردی ناخواسته ناخودآگاه در ضمیر آگاه ما ثبت شده اند و ناخواسته رفتار ما را کنترل می کنند.

مثال: برای قوانین فردی

اگر فردی شکست خورد باید ناراحت شود

اگر کسی  به من ترشرويي كرد باید غمگین شوم

اگر از کسی خوشم نیاید او را حذف می کنم

اگر پولدار شوم خوشبخت هستم

خصوصیات قوانین فردی:

1ـ منحصر به فرد هستند یعنی در افراد با هم متفاوت است

2ـ متعهد کننده هستند یعنی حتما باید انجام شوند

3ـ ناآگاهانه هستند و آنها را یاد گرفته ایم.

تغییر قوانین فردی باعث تغییر رفتار ما خواهد شد.

مدیریت انگیزه

برای انجام هر کاری باید انگیزه کافی جهت انجام آن کار داشته باشیم

انگیزه لازم جهت انجام کارها زمانی به دست می آید که ما را از انجام ندادن آن کار به شدن احساس رنج کنیم و از انجام دادن آن بسیار احساس لذت بکنیم از نظر  کلی قانونی وجود دارد به نام قانون رنج و لذت بر اساس این قانون تمام كارهاي ما در کنترل لذتها و رنجهای ماست به این معنی که با احساس رنج و لذت است مثلا غذا خوردن ما از خوردن و سیر شدن لذت    می بریم و از گرسنگی رنج می بریم یا برای این ازدواج می کنیم تا لذت همدم داشتن را کسب و رنج تنهایی را از خود دور کنیم.

بر اساس قانون رنج و لذت و همچنین با تصور موفقیت آمیز بودن کارها می توان انگیزه ای قوی در خود بوجود آورد. همه افراد موفق در یک اصل با هم مشترک هستند آنهم این است که همه آ«ها برای انجام کارهایشان همیشه دارای انگیزه و شور و شوق کافی بوده اند. ادیسون روزی 22 ساعت کار می کرد آنتونی رابینز در سن 25 سالگی میلیونر شد الان هم در سن 42 سالگی روزانه 22 ساعت کار می کند همیشه دارای شور و شوق و هیجان و انگیزه می باشد.

مدیریت موفقیت

موفق شدن و به موفقیت رسیدن راهکار و اصول مخصوص به خود را می خواهد موفقیت یک مهارت است مهارتی که شما باید آن را بیاموز ید موفقیت فقط مختص به فرد خاص یا گروه خاصی نمی باشد. موفقیت فقط شایسته و لایق کسانی است که از اصول و مهارت لازم جهت رسیدن به اهداف و آمال وآرزوهای خود برخوردارند برای رسیدن به موفقیت باید به گونه ای خاص فکر کنید، به گونه ای خاص احساس کنید ، به گونه ای خاص هم رفتار کنید.

اگر به این شکل عمل نکنید نتیجه دلخواه را کسب نخواهید کرد یکی از اصول موفقیت می گوید که شکست وجود ندارد هر چه هست نتیجه است به این معنی که تمام دستاوردهای ما نتیجه عملکردهای ماست اگر ما در کنکور قبول نشده ایم به این معنی نیست که شکست خورده ایم به این معنی است که به نتیجه رسیده ایم که عملکرد ما آن را کسب کرده است اگر با این باور نتایج خود را تفسیر کنیم هرگز انرژی خود را با تصور شکست تقلیل نداده و همیشه شور و شوق خود را ثابت خواهیم داشت باورهای ما سازنده رفتار و احساس ماست و نوع تفسیر ما را از وقایع مشخص می سازد.

مدیریت هدف

تمامي افراد موفق برای رسیدن هدفی تلاش کرده اند آنها برای رسیدن به هدف خود از هیچ کوششی دریغ نکرده اند شب دیرتر خوابیده اند و صبح زودتر بیدار شده اند به عبارتی بودن هدف موفقیت بی معنی است انتخاب هدف و پرورش آن یکسری راهکاری عملی و ذهنی دارد که باید صحیح اجرا گردد در انتخاب هدف وپالایش آنها از سیستم هوشمند یا مدل  5 مرحله اي استفاده مي كنيم به اين معني كه هدفی را انتخاب می کنیم که دلخواه باشد ، واقع بین باشد مثبت باشد قابل تفکیک باشد با ارزشها و اعتقادات ماهمخوان باشد دارای چهار چوب زمانی مشخص باشد هدفمند شدن یکی اصول اساس موفق زیستن است. بعد از هدفمند شدن باید خود را با اهداف مورد نظر

 

هماهنگ و شرطی کرد که این شرطی سازی باعث بوجود آمدن گرایش بیشتر به هدف و پیدا کردن استراتژیهای بیشتری برای رسیدن به هدف است به طور کلی فرمول موفقیت در ان .ال پی 4 مرحله است كه به ترتيب زير شرح داده مي شود.

1ـ هدف خود را مشخص کنید

2ـ به اهداف خود عمل کید

3ـ تیز حس باشد و بدانید آیا در راستای اهداف خود عمل می کنید یا نه

4ـ اگر عمل شما در راستای اهدافتان نیست انعطاف داشته و مسیر را تغییر دهید و مسیر جدیدی بیابید.

مدیریت زمان و غلبه بر تنبلی 

 براساس فرمول موفقیت ان .ال پی هر حرکتی بعد از اهداف لازم است تا ما از فرمول مذکور پیروی کنیم اما بسیاری مواقع تنبلی و عدم استفاده صحیح از زمان باعث به وجود آمدن مشکلات فراوانی برای ما می شود در این سیستم با خصوصیات زمان آشنا می شویم و روشهای تعیین و یافتن و غلبه بر موانع ذهنی ـ جسمی چون بی حوصلگی ، خستگی بی علاقگی، نا امیدی و .... که ما را از حرکت باز می دارد آشنا می شویم همچنین نحوه برخورد مناسب با غاصبان زمان همچو گپ های بی خوری، مهمان ناخوانده،و ....... را فرا می گیریم و بعد از مرحله کنترل زمان به مرحله برنامه ریزی می رسیم و روشهای صحیح برنامه 

 ریزی می رسیم و روشهای صحیح برنامه ریزی روزانه را اجرا می کنیم سپس به مرحله غلبه بر تنبلی می رسیم علل به وجود آمدن تنبلی یا ذهنی است یا جسمی یا گرایشی یا ..... که ما این علل را دسته بندی می کنیم روشهای عیب یابی و باز آفرینی آن را آموزش می دهیم و سپس 4 بهانه که باعث به وجود آمدن تنبلی می شود آشنا می شویم در مرحله بعد با تکنیکهای آشنا می شویم که ما را در انجام کارها توانا تر ، سریعتر و با برنامه تر می سازد با اجرای تمام اصول موفقیت بغیر از مدیریت زمان هنوز با موفقیت فرهنگها فاصله خواهید داشت.

مدیریت زبان

یکی از وسایل ارتباطی ما زبان ماست زبان در نحوه تفکر ما و بازگویی آن نقش بسزایی دارد ما تجربیات خود را از راه زبان ابراز می کنیم کلماتی که استفاده می کنیم، لحن صدای ما نقش بزرگی در کسب موفقیت ما دارند ما در این سیستم با روشهای کنترل زبان و تقویت آن همچنین آئین سخنرانی و نحوه نفوذ کلام صحبت خواهیم.

کنترل زبان نقش زیادی در تفهیم دیگران دارد.

دران. ال پی و سیستم آموزشی ما روش و مدلی خاص به نام مدل متا جهت کنترل زبان ـ آموزش داده می شود در این روش از کلماتی که بار معطل یا از قدرت کلام و نفوذ ما می کاهد پیدا کرده و جهت پرورش کلام تمرینات

خاصی اعمال می شود مثلا یکی   از کلماتی که قدرت کلام ما کاهش می دهد کلمه« ولی» است به جملات زیر دقت کنید:

علی پسر خوبی است ولی......... در این جمله کلمه ولی نشان می دهد که در واقع علی پسر خوبی نیست می توانید بجای کلمه ولی از کلمه بهتری استفاده کنید  مثلا:

علی پسر خوبی است برای همین................

مدیرت مالی

بسیاری از افراد کسب ثروت را از اهداف خود می دانند و کنترل امور مالی را یکی از اصول اساسی را به شمار می آورند .

ما در سیستم آموزشی خود با پرورش اعتقادات مفید جهت کسب ثروت و کنترل درآمد وهزینه همچنین روشها و تکنکهای جهت دوستس با پول و انتخاب هدف مناسب مالی و پرورش آن آشنا خواهیم شد در ما هفت عادت بد وجود دارد که مانع ما می شود تا به اهداف مالی خود برسیم همچنین هفت راهکار جهت رسیدن به اهداف مالی وجود دارد که باید در خود اعمال کنیم همچنین با استفاده از تکنیکها وفنون فراوان کسب ثروت را یک نیاز داشته و انگیزه لازم را جهت کسب ثروت را در خود به وجود می آوریم .

بسیاری از افراد خواهان پول بیشتری هستند اما تعداد اندکی به آن می رسند علت آن است که

یا دقیقا نمی دانند که چه می خواهند یعنی چه مبلغی را پول بیشتری می دانند .

یا انگیزه لازم را در جهت کسب این هدف رد خود نمی بینند .

یا استراتژی یا روش کسب این مبلغ را نمی دانند .

یا روش و راهکاری جهت پایین آوردن خرجهای خود و کنترل درآمد خود ندارند .

یا.....

یک باور بسیار زیبا در ان .ال. پی وجود دادپرد که می گوید میزان درآمد هرکس بستگی به باورهای ما نقشی بسیار مهمی در ثروت اندوزی ما دارند با تغییر نگرش ها و باورها ی خود می توانیم بر دخل و خرج خود کنترل لازم را داشته باشیم

مدیریت الگو برداری

زیر پایه یا مایه اصلی ان .ال پی براساس الگوبرداری وکیپه کردن روشهاو رفتار افراد موفق میباشد یک راه ساده جهت کسب موفقیت پیدا کردنالگو مناسب و الگوبرداری از ان میباشد  اگر میخواهید ازدواج موفقی داشته باشید فقط کافیست فردی که به هدف خود رسیده پیداکرده وازان الگو برداری کنید الگوبرداری از اعتقادات فرد درمرحله اول وجود دارد  درمرحله دوم الگوبرداری از حالتهای جسمی فرد و درمرحله سوم الگو برداری از استراتژی های ذهنی او میباشد الگوبرداری راهی ساده ومطمن جهت رسیدن به موفقیت میباشد .

مدیریت جسم :

اگر تمامی موارد مذکورجهت کسب تفوق فردی را اعمال و عملی نماییم امااز جسمی سالم برخوردارنباشیم یابه موفقیت نمیرسیم یا اگر به موفقیت برسیم نمی توانیم از ان لذت ببریم  برای شادزیستن  وموفق شدن داشتن انرژی وتندرستی یکی از اصول اساسی است دراین سیستم با روش تسلط بر جسم  ورزشها ونحوه غذا خوردن وتنفس صحیح را خواهیم آموخت به قول یکی از بزرگان ما با دندانهای خود گور خود را می کنیم خوردن بسیاری از غذاها و تنقلات باعث افزایش حجم ما خستگی مفرط و همچنین بی قرارو کسالت  در ما می شود به عبارتی با کنترل مواد غذایی مصرفی خود همچنین با استفاده از اصول تغذیه مناسب می توان انرژی خود را جهت انجام کار ها افزایش داده همانطور که گفتیم اگر آنتونی رابینز می تواند روزانه 22 ساعت کار مداوم بکند حتما از جسم سالم و انرزی فراوانی برخوردار است .جدا از آن ما با واژه زبان بدن آشنا خواهیم شد به این معنی که ما با بدن خود پیامهای خود را به مغز دیگران انتقال می دهیم .به این صورت که برای داشتن روحیه افسرده باید حالت جسمی خود را به صورت افسرده در بیاوریم یعنی به پایین نگاه کنیم شانه های راست یا بالای قفسه سینه تند تند بکشیم به بالا نگاه نکنیم و سریع حرکت کنیم با کنترل بر زبان می توانیم رفتارها و روحیات خود را کنترل کنیم .

مدیریت ارتباط :

برای داشتن زندگی شاد و موفق باید ارتباط مسالمت آمیز با دیگران داشته باشیم و باید بتوانیم آنها را متقاعد ساخته یا در برابر مقاومتهای آنها راهکار صحیحی اعمال نمائیم .

70% وقت ما را در ارتباط با دگران می گذرد اگر بتوانیم این 70% را صحیح و موفق بگذارنیم با موفقیت یک قدم فاصله خواهیم داشت .

در سیستم آموزشی ما با استفاده از مدل   ان.ال. پی  برای برقراری ارتباط صحیح از روش زیر استفاده می کنیم.

در مرحله نخست با روش همگامی جسمی و هدایت آشنا خواهیم شد سپس افراد را ا توجه به نحوه پردازش اطلا عات در مغز آنها را به سه دسته تقسیم نموده و با نام سیستمهای عصبی آشنا شد .

و کاربرد و روش اجرای آن برای عمیق شدن ارتباط با چهارچوبهای مرجع آشنا شده وکاربرد و روش اجرای آن را  را خواهیم آموخت سپس با فنون و تکنیکهای بیشتری آشنا شده که روشهای مجاب کردن و متقاعد سازی دیگران را خواهیم آموخت ویاد می گیریم که با مقاومتهای دیگران چگونه برخورد مناسب داشته باشیم ارتباط شامل ارتباط دوستانه و خانوادگی و ارتباطات زناشویی ارتباط معلم وشاگرد  رئیس ومرئوس کارمند و ارباب رجوع و همه وهمه را شامل می شود که با استفاده از تکنیکهای آموزشی آموزش داده شده می توان در تمام این  زمینه ها به موفقیت رسید سوای موارد فقط با تکنیکهای جذابیت و نفوذ در دیگران و سیستم شخصی آشنا خواهیم شد .

جذابیت و نفوذ در دیگران

چقدر جذاب هستید ؟

آیا می خواهید جذاب باشید ؟ پس

آراستگی ظاهر داشته باشید .

مرتب بودن آراستگی ظاهر در درون وبرون منزل است .

عدم آراستگی ظاهر در منزل می تواند توهین به همسر شما تلقی گردد .

2-سکوت:

سکوتی که ناشی از اعتماد به نفس و حاکی از توجه به محبت دیگران می باشد از عوامل مهم جذابیت است .

سکوت ناشی از خجالت وکمروئی مضر است .

3-تبسم :

شما با افراد اخمو و عصبانی راحت دوست می شوی یا با افراد شاد ئوخندان و خوشرو ؟

آیا شما  کودکان بشاش و خندان را دوست دارید ؟

4-شوخی کردن کم وبی جا

شوخی کردن بیش از حد و بی جا باعث تنه زدن به شخصیت فرد شده و از جذابیت فرد می کاهد .

5-کنترل امیال و غرایز :

افراد جذاب افرادی قوی بر امیال خود کنترل دلرند .افراد هوسران را کسی دوست ندارد .

6-سادگی وبی ریائی :

 

 

آدمهای  ریا باز فقط بر چند نفر می تواند تاثیر گذاشته و کلا بر سرشان بگذارند . اما آدمهای ساده را همه را دوست دارند و دیگران راحتر با آنها ارتباط بر قرار می کنند و در دیگران تا اعماق قلب آنها نفوذ می کنند .

7-عبادت کردن (ایمان داشتن )

ایمان به خدا از راههای مهم جذابیت است (ایمان به خوبی ها )

8- ملایمت ونرمی در رفتار وگفتار :

ملایمت در رفتار و گفتار و عدم پرخاشگری یکی از راههای نفوذ در دیگران است .

آرام ومطمئن و به نرمی با دیگرانه صحبت کنید و به آنان آرامش دهید .

9- قاطع بودن . قاطعیت

قاطع و مصمم بودن در هر زمینه ای یکی از راههای با جذبه بودن فرد است.

راههای نفوذ در دیگران

1- تحسین کردن دیگران با صداقت .

2-شکرگزاری وجودفرد-پدر –مادر-اقوام- دوستان.

   3-اظهار علاقه مندی ودوست داشتن افراد .    

  راستی شما پدرتان را دوستدارید –مادرتان چطور- همسرتان چطور –دوستانتان چطور –چند بار به انها گفته اید که چقدر دوستشان دارید –

بر حسب حالاتفرد دیداری شنیداری  لمسی ونوع رابطه دوستی بهانها اظهار علاقه مندی کنید  

4-ازنام کوچک دیگران استفاده کنید استفاده کردن از نامکو چک باعث صمیمی ودوستی بیشتری نسبت به فامیلی میباسد ترجیحا نام کوچک باکلماتی چون جانوعزیزم همراه باشد

5-احترام به ارزشهاوعقایدو سلیقههای دیگران

قبول داشته باشیم که دیگران نمی توانند و نبایستی مثل ما باشد اختلاف مهانگونه که در ظاهر وجود دارد در افکار ارزشها و علایق و سلیقه ها ی افراد نیز وجود دارد . دیگران را همانگونه که هست دوست داشته باشیم . اگر ما دوستیمان را بر مبنای مذهب و دین قرار دهیم ما نمی توانیم بیش از یک ملییارد دوست داشته باشیم و بایستی دور شش میلیارد نفر را خط بکشیم .پس به عقاید و نظرات دیگران احترام بگذاریم .

آنچه را که برای خود می پسندی برای دیگران بپسند آنپه را که برای خود نمی پسندی برای دیگران مپسند .(امام صادق)

تفاهم ودرک کردن

:تفاهم یعنی رسیدن به نقطه مشترک در میان نقطه نقطه تفاهمهای دیگران .

درک کردن یعنی شناسائی تفاوتهای دیگران و علایق و سلایق آنها و قبول کردن به عنوان حق طبیعی فرد واحترام به آن

از ذیگران توقع نداشته باشیم .(انتظارات دیگران از ما .)

علت عدم تفاهم افراد و زوجهای مشترک در زندگی زناشوئی عدم درک وتفاهم مشترک است چگونه زندگی موفقی داشته باشیم .

1-از خود دیگران انتقاد نکنیم .

درزندگی مشترک از انتقاد کردن خود وطرف مقابل به شدت پرهیز کنیم . سرزنش ممنوع

مسئول پذیر باشیم .

احترام به تفاوتها و شناسائی آن در طرف مقابل

عاشق ماندن برای همیشه .تداوم عشق پس از ازدواج .

مثال توضیحی: خودخواهی !

مدیریت حل مشکلات و کارشناسی در کار خود :

تنها انسانهایی که در گور خوابیده اند مشکل ندارند .

همه در مسیر حرکت خود نیاز مند آنیم تا با راهکارههای حل مشکلات آشنا باشیم چون در مسیر حرکت ما خودمان مطمئنامشکلاتی وجود دارد یا ممکن است همه چیز خوب پیش برود .اما خودمان همه چیز را به هم می زنیم به قول معروف در کار خود کار شکنی کنیم اولین قدم برای حل هر مشکلی تغییر دیدگاه نسبت به آن مشکل است به این معنی که باید نقطه ای مثبت در مشکل خود بیابیم شاید کار سختی به نظر برسد اما با کمی تامل می تواتند آسان شود و همین تغییر دیدگاه باعث سبک شدن  بار مشکلات ما خواهد شد و ما می توانیم به راحتی راه کاری را انتخاب کنیم یکی از نصایح بسیار جالب ان.ال.پی  این است مشکلات تودو دسته هستند یا قابل حلند یا غیر قابل حل. اگر قابل حل هستند سریع  برای آنها راه حلی پیدا کن و شروع کن به حل آنها اما اگر غیر قابل حل هستند آنها را درون جعبه ای بگذارارد خدا خودش به  آن رسیدگی خواهد کرد .

یکی دیگر از موارد ریشه یابی مشکلات است مشکل ما از کجا شروع می شود  ریشه یابی مشکلات منجر می شود تا  از اشتباهات خود درس بگیریم و از تکرار اشتباهات پرهیز نماییم .در سیستم آموزشی ما روش تغییر طرز تلقی و نگرش وهمچنین ریشه یابی مشکل و از همه مهمتر یافتن راهکارهای حل مشکلات را آموزش خواهیم داد .

مدیریت عادتهای شخصی

عادات شخصی ما یکی از موانع موفقیت ما هستند عاداتی چون جویدن ناخن پرخوری کشیدن موی صورت و... این عادات از قدرت ما می کاهد با از استفاده از مدل کنترل ذهن والگوی جایگزیيني ميتوان عادات شخصي بد خوى را تغييرداد و أنها را مهار سازيم   بسیاری از عادتهای ما هستند  که ما را به موفقیت نزدیکتر میسازند مانند صبح زود  از خواب بیدار  شدن انهائی  که صبح زود از خواب بیدار می شوند  یک سری راهکار ذهنی وجسمی  رااعمال میکنند که با اجرای انها وهمچنین استفاده انها از مدلهای ان  ال  تی   هر عادت شخصی مناسبی که بخواهیم در خود بوجود آوریم

 

مدیریت کنترل ترسها

ما از هر چیز بترسیم به سرمان میاید  از فقر بترسید  فقیر خواهید شد از طلاق بترسید با انروبرو خواهید شد بعضی مواقع مااز چیز هائی میترسیمبه سرمان نیامده  مثلا انجام پروژه ای رابه تعویق  بیاندازیم  به این دلیل کهاز شکست بعد انجام پروژه میترسیم  برای رسیدن به موفقیت باید  بر ترسهای خود  غلبه کنیم یکی از راههای کنترل ترس مواجه شدن یا روبروشدن باترس است

مدیریت احساسات  :

احساسات ما وعواطف ما یکی از قویترین موارد کسب  موفقیت ما هستند اگر به خاطر داشته باشید گفتیم برای تغییر حالت مطلوب باید رفتار و افکار و احساسات خود را تغییر داد تا حال با اجرای دروس قبلی می توان بر افکار و رفتار خود کنترل داشته باشیم و به موفقیت نزدیکتر شویم اکنون زمان کنترل احساسات است با کنترل احساسات خود می توانیم نتایج بسیار بزرگی از اعمال خود بگیریم احساسات ما نیروی محدود کننده و عواطف ما نیروی تقویتی ما هستند احساسات همچو رنجش آزردگی ناامیدی ناراحتی عصبانیت و عواطف همچو محبت  مهربانی  ترحم و... همچنین با استفاده از سیستم آموزش ما روش غلبه بر احساسات و کنترل آن را خواهیم آموخت و همچنین استفاده مناسب وبهینه از عواطف را یاد می گیریم .

مدیریت رهبری :

در رفتارهای درون سازمانی یک سری راهکارهای مختص به خود را باید بیاموزیم برای کنترل هرسیستم یا سازمانی نیازمند آنیم تا روشهای را بیاموزیم تا ما را یاری سازد .

1-     ارتباط خود را قوی سازیم بتوانیم شیوهای مختلف فکری را درک کنیم به نقطه نظرهای گوناگون توجه کنیم و قصد مثبت افراد را شناسائی کنیم .

2-     برخودمان تسلط داشته باشیم بتوانیم به آنچه در ذهن داریم عمل کنیم و به پیامهای که می خواهیم انتقال دهیم تسلط کافی داشته باشیم و از نقشه های ذهنی و فرضهای خود آگاه باشیم .

3-     بر ارتباط (پیامهای) خود تسلط داشته باشیم از مهرتهای کلامی وغیر کلامی برخوردار باشیم از کانالهای تجسمی افراد آگاه باشیم و نحوه درک صحیح را بیاموزیم و روشهای تغییر و اداره کردن پیامها ما را بیاموزیم .

4-     بر فضای مسائل آگاه باشیم یعنی بتوانیم به بررسی دقیق نظام بپردازیم و بتوانیم عناصر و مباحث مناسب را بیابیم و بتوانیم راهها را به مراحل کوچکتر و کنترل پذیر تقسیم کنیم در سیستم آموزشی ما روشتسلط بر 4 مرحله مذکور را آموزش خواهیم داد.

مدیریت مطالعه

در دنیای کنونی یکی از مهمترین موارد که باید مد نظر داشته باشیم همگامی با تکنولوژی روز است یعنی باید بتوانیم جدیدترین اطلاعات را کسب کنیم که یکی از این راهها را که می توان بهترین راه هم نامید مطالعه نام برد .

در سیستم آموزش ما با روشهای صحیح مطالعه  و تقویت حافظه تمرکز حواس روشهای سریع درک و یاداشت برداری مناسب با استفاده از تکنیک درخت حافظه و همچنین تند خوانی با سرعت 1000 کلمه در دقیقه و صدها نکته مفید دیگر آشنا خواهیم شد . شاد باشيد

 

منبع : وبلاگ TABRIZ QUEST

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1384ساعت 14:54  توسط یعقوب  | 

پشت پرده مخالفتها با گلدكوئست

پشت پرده مخالفتها با گلدكوئست

 

بچه هاي ايراني قرباني چه توطئه اي مي شوند؟

 

 

مثلث برادران غروي و كاتوزيان نماينده مجلس براي توسعه تجارت خود همه را قرباني مي كند. نام غروي بزرگ و ايران خودرو براي همگان آشناست. مديرعامل اسبق ايران خودرو و شريك تجاري كاتوزيان در پروژه راه اندازي خط توليد فيات در ايران بيش از دو سال است كه تصميمات مشتركي را به صورت باندي و محفلي اتخاذ مي كنند و بر اساس آن اقدام به عوام فريبي و سوء استفاده از مراكز ديني مي كنند. برادر كوچكتر غروي تا چندي پيش جزو مديران وزارت خارجه و از معتمدين خرازي بود. وي مامور مي شود از طريق دختر خود اقدام به شناسايي اعضاي يك شبكه فعال خارجي نموده و از آنها براي تشكيل بافت انساني اوليه نت ورك ليزينگ مرسدس بنز كه خط توليد آن توسط غروي بزرگ در جاده ساوه به نيمه رسيده است و هم اكنون دچار مشكل مالي گسترده است استفاده كنند. بر اساس تصميم محفلي كاتوزيان و برادران غروي نت ورك اي بي ال جهت يارگيري انتخاب شد. جلسات ليدرشيو اي بي ال در منزل آقاي غروي وزارت خارجه به صورت مستمر برگزار شده و مي شود. غروي بزرگ به دو مهندس آلماني سفارش طراحي پلن ليزينگ نت وركي مرسدس بنز را داده است. همچنين رحيم اسماعيليان از اعضاي هيأت مديره الغدير موظف مي شود هماهنگي هاي بانكي را انجام دهد. كاتوزيان در اظهار نظر صريحي به يكي از روزنامه هاي مشروح اعلام مي كند تمركز حمله خود را بايستي فقط بر روي گلدكوئست قرار دهد. همچنين جمعي از دانشجويان دانشگاه تهران كه از شاگردان كاتوزيان هستند به سفارش از ايشان موظف رايزني با مراجع مي شوند. در تصويب قانون كاتوزيان موظف مي شود الفاظي را به كار گيرد كه تفسير آن مشخص نباشد تا اين باند مافيايي بتوانند مثلا نت ورك مرسدس بنز را به عنوان يك نت ورك سالم ايراني معرفي كنند. كاتوزيان به شدت معتقد است بايد تني چند از اعضاي شبكه گلدكوئست در ايران اعدام شوند. وي به يكي از قضات كاركنان دولت گفته است: شما كه نمي توانيد با اينها برخورد كنيد حتي شهامت اعدام چند گلدكوئستي فاسد را نداريد چگونه آبروي نظام را حفظ خواهيد كرد. اما آيا قضات قوه قضاييه از طرح شوم برادران غروي و كاتوزيان براي حذف نت ورك هاي رقيب اطلاع دارند؟ اولين بار پرونده مشاركت كاتوزيان و غروي براي خط توليد فيات در ايران زماني افشاء شد كه كاتوزيان به مخالفت با پروژه L90 برخاست. L90 پروژه خودروسازي ايران خودرو بود. بخشي از مفاد جلسه مشترك رحيم اسماعيليان – كاتوزيان و برادران غروي به شرح ذيل است:

 

  1.                        به هيچ عنوان نبايد رسانه ها اعلام آمادگي همكاري گلدكوئست با دولت ايران را مطلع شوند.

  2.                        هيچ كس نبايد از كمبود نقدينگي پروژه مرسدس بنز مطلع شود.

  3.                        برخي از نمايندگان مجلس كه از موضوع مطلع شده اند بايد توسط كاتوزيان تطميع شود.

  4.       غروي كوچك از مديران اسبق وزارت خارجه بايد به مدت 2 ماه جلسات ليدرشيب اي بي ال را تعطيل كند.

  5.       كاتوزيان بايستي با آيت ا... شاهرودي تماس بگيرد و از كندي قوه قضاييه با برخورد با شركت گلدكوئست انتقاد كند.

 6.       سريعا به نت ورك هاي ايراني بايستي اعلام شوند كه اگر مي خواهند قانوني شوند بايستي شرايط خود را در جلسه اي با آقاي كاتوزيان تطبيق دهند.

    7.      ديگر لازم نيست كاتوزيان بر عليه ايران خودرو صحبت كند.

 8.      از طريق مهدي فضائلي عضو ارشد خبرگزاري فارس خواسته شود به زودي به صورت تخصصي به حمله بر عليه نت ورك هاي موجود ادامه دهد.

9.        آقاي كاتوزيان ديگر نبايد با اصل نت ورك ماركتينگ مخالفت كند فقط با شركت هاي موجود برخورد شود.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1384ساعت 14:52  توسط یعقوب  | 

T.N.Tنیروی عظیم درون انسان-

 

T.N.Tنیروی عظیم درون انسان-

 

اثری از: موسسه انگیزش موفقیت امریکا

مترجم: دکتر هادی فرجامی

نشر نسل نو اندیش

 

تی . ان . تی چیست ؟

تی . ان . تی توانایی است ؛ توانایی بس سازنده و خدادادی ذهن . همه انسان های موفق دانسته یا ندانسته از این قدرت استفاده کرده اند ؛ زیرا موفقیت بدون آن حاصل

نمی گردد .

 

جان کلام اینکه آنچه به شکل افکار و احساسات در ذهن خود جای می دهید متعاقبا در جهان شکل ملموس به خود می گیرد . بنابراین باید این حقیقت اساسی را بپذیرید که وقتی افکارتان تغییر کند رویدادهای جهان برون شما نیز تغییر خواهد کرد .

فردا همان خواهد شد که امروز اندیشیده اید

 

شناخت تی . ان . تی :

یکی از مهمترین نکات در شناخت نیروی تی . ان . تی باور کردن آن است . تلقین , تأثیری فراوان بر ذهن شما دارد , به آن بگویید تو می توانی , تومی توانی ومی توانی , بی تردید کل دستگاه ذهنی شما به کار خواهد افتاد . درک قدرت نیروی عظیم انسانی تی . ان . تی برای مقابله با دشواری ها ی جهان کنونی ضروری است . خود را در برابر افکار و احساسات منفی دیگران نیز بیمه کنید .

 

تغییر نگرش :

برای آشکار کردن نیروی تی . ان . تی درونی به تجزیه و تحلیل خود بپردازید , شمای امروزی نتیجه تفکرات دیروزی خود هستید تجارب گذشته خوب یا بد , همه در ذهن شما ثبت شده است , و در حافظه تان باقی است . چه بتوانید آنها را به خاطر بیاورید و چه نتوانید . افکار خوب رویداد های خوب را جذب می کند و افکار بد رویداد های بد را .

هر آنچه اکنون برایتان رخ می دهد ریشه در گذشته شما دارد . باید تجارب گذشته خود را مرور کنید و تمام افکار و واکنش های هیجانی غلط را از ذهنتان بیرون بریزید .

 

با خود اندیشیدن :

وقتی نخستین بار فهمیدم که با فکرهایی که می کنم تجارب نا خوشایندی را بسوی خود می خوانم واقعا تکان خوردم ؛ تا آن زمان مانند بسیاری از افراد , دیگران و شرایط خارجی را عامل وضع نابسامان خود می دانستم فکر می کردم در آنچه برایم رخ می دهد تقصیری متوجه من نیست و با همین فکر آلام خود را تسکین می دادم .

 

اسرار انسانهای بزرگ :

 به راستی آن چیست که انسان های بزرگ را بزرگ می کند ؟ آیا همان چیزی نیست که آنها خود را در حال داشتن و به دست آوردنش تصور و تجسم می کنند . آنها به خود این جرأت را می دهند که دست آوردهای عظیمی را برای خود قائل شوند و در همین حال نیروی درونی آنها روی این تصویرها و تخیلات کار می کند و در نهایت آنها را بدانچه که می خواهند می رساند .

 

برای بزرگ بودن باید بزرگ اندیشید

کاملا مشخص است آنهایی می توانند از این قدرت خویش استفاده کنند که در زندگی برای خود سمت و سوئی دارند . می دانند مقصدشان کجاست و چگونه می توان به آن رسید , آینده خویش را تصویر کرده و با قاطعیت و ایمان در مسیر آن گام می نهند .

منش و رویه این افراد خیلی زود به دیگران نیز سرایت می کند در حقیقت برنامه ریزان و اقدام کنندگان آینده , همین ها هستند . در حالی که بیشتر مردم دنباله رو اینان هستند  برای رهبر بودن باید قدرت درون خویش را کشف کنید

 

قانون جذب :

قانون جذب فقط چیزهایی برای شما خواهد آورد که تصویر کنید

اگر چیزی را به مدت کافی به وضوح و با اطمینان کافی تصور کنید به حقیقت خواهد پیوست . نیروی تی . ان . تی درون شما مطیع بی چون و چرای دستورهای شماست و آنچه را خواهان آن هستید یا آنچه را که از آن می ترسید بدون توجه به این که خوب است یا بد به شما خواهد داد . تصمیم بر عهده شماست , شهامت مطالعه و بررسی خود و کشف معایب و ضعف ها بسیار مشکل بوده و کوشش برای دیدن خود آنطور که دیگران می بینند مستلزم بردباری , حلم و صداقت بسیار است .

 

سپرهای دفاعی :

هرگز برای یک لحظه هم که شده فراموش نکنید که زندگی یک قضیه ی منطقی است

در جهان علت ها و معلول ها زندگی می کنید و در این جهان هیچ چیز به تصادف رخ

نمی دهد در حقیقت اسباب آنچه برایتان رخ می دهد را خود شما با تفکرتان چه مثبت و چه منفی فراهم می کنید .

 

درک نیروی تی . ان . تی :

بعد از این حتی اگر چیزی به نظرتان غیر ممکن آمد هرگز نگویید که غیرممکن است نگذارید ذهنتان در تفکر محدودی که آلوده به پیش داوری است باقی بماند . ذهن خود را از خشم خصومت نفرت و واکنش های هیجانی منفی رها کنید این افکار جلوی پیشرفت شما را می گیرد .

 

غربال کردن تصاویر ذهنی :

شما از همه چیز, هم چیزهای خوب و هم از چیزها ی بد عکس می گیرید و آنها را با احساسی که در آن لحظه دارید در ذهن خود انبار می کنید . آنچه در ذهن تصویر

می کنید چنانچه با نیروی سازنده ی درونی تان همراه شود می تواند چیزی را که از آن می ترسید یا دوست دارید , برایتان به ارمغان آورد به همین دلیل است که به این نیروی درونی تی . ان . تی می گوییم که بسته به سازنده بودن تفکر شما یا مخرب بودن آن برای شما یا علیه شما کار می کند . هر طور خود را از ذهن و دل تصویر کنید همان خواهد شد . جایگزین کردن تصویرهای درست به جای تصویرهای غلط مستلزم مرور در گذشته است . گذشته ای که تصویرهای غلطی همچون ترس , نگرانی و نفرت در آن شکل گرفته اند حتی اگر این مرور برایتان ناخوشاند باشد برای یک بار هم شده دوباره به آنها توجه کنید .

 

نیروی خالق درون :

عزم کنید هر روز مدتی را مشخصا به منظور آرام کردن بدن و ذهن خود کنار بگذارید . اگر حاضر باشید روزی پنج تا ده دقیقه صبح , بعدازظهر و شب به تمرین برای

 

فرا گرفتن تکنیک آرام سازی بدن و ذهن , اختصاص دهید ؛ جان جدیدی به خود خواهید دمید . و خواهید توانست آن نیروی خلاق درون خودرا در اختیار گیرید با سه بار تکرار در هر روز چنان برایتان آرامش یافتن و رها کردن افکار گوناگون عادت خواهد شد که خواهید توانست هر وقت بخواهید فورا بنشینید و آن را مرحله به مرحله انجام دهید .

 

آرامش :

آرامش داشته باشید زندگی و جهان را به خاطر افکارو اعمال دیگران برخود سخت نگیرید , کوشش نکنید پیش از اینکه فرداهایتان برسند همین امروز آنها را زندگی کنید .

 

باید یا نباید :

چند بار به خود گفته اید باید یا نباید ؟ نیروی سازنده درونی نمی تواند به طور مغناطیسی چیزها را جذب کند مگر اینکه با تصمیم گیری شما مغناطیس شود و شما باید این نیروی مغناطیس ذهن خود را در جهتی که می خواهید هدایت کنید . وقتی از نظر ذهنی و هیجانی در برابر خود می ایستید , نیروهای مغناطیسی خود را سردرگم , مات و حتی نابودمی کنیدوذهن وجسم بی جهت , فقط شرایط بی جهت و هدف فراهم می کند.

اگر می بینید که نمی توانید تصمیم بگیرید احتمالا به این علت است که با اندیشه ها , عادت ها و خواسته هایی قدیمی دست به گریبان هستید که حتی وقتی ندای درونی

می گوید آنها را کنار بینداز نمی توانید نیروهای پراکنده را مجددا سازمان دهی کنید .

تصمیم بگیرید و مستقیم به جلو پیش روید .

فقط دو راه دارید می توانید یا سعود کنید یا سقوط . اکنون لحظه تصمیم گیری است راهی برای خروج نیست , راهی برای بازگشت نیست هیچ راهی جز راه جلو وجود ندارد

از خود واقعی درونتان دستور بگیرید از دستورات آن پیروی کنید هر چقدر که در لحظه کنونی مشکل باشد از کسانی که به آنها بدی کرده اید معذرت خواهی کنید همه خشم ها و نفرت ها ی گذشته را بزدائید ذهن خود را ازترسها و موانع گذشته پاک کنید تا مجرائی برای افکار خوب شود و بتواند به شما کمک کند چیزهای خوب را به خود جذب کنید .

تصمیمات زاده شجاعت است و شجاعت از ایمان به خود و نیروی خدایی درون حاصل می شود .

 

دشمن شماره یک شما :

فکر می کنید چه کسی یا چیزی دشمن شماره یک شما است ؟

آن دشمن ترس است بیشتر ترس های شما از کودکی به جا مانده است اگر می بینید از برخورد و رویارو شدن با موقعیت هایی که در زندگی تان پیش می آید می هراسید و اجتناب می کنید دلیل آن ترسوتر بودن شما نسبت به افراد دیگر نیست ؛ بلکه تنها دلیلش این است که شما کنترل کمتری بر هیجانات خود دارید . وقتی ترس بر شما غلبه می کند خود را چه جسمانی و چه روانی آسیب دیده تصور می کنید و ضمیرناخودآگاه تان که بر اساس این  تصویر عمل می کند سبب می شود سوژه مورد ترس اتفاق افتد . هربار که بگذارید این ترس بر شما مسلط شود بیشتر به آن اجازه داده اید تا در اختیارتان گیرد علاوه بر این تصویر ترس در شما قوی تر می شود و ضمیر ناخودآگاه تان اجازه

می یابد تا تصویرهای نا خوشایند را در زندگی خارجی شما به حقیقت تبدیل کند .

 

نخستین گام :

نخستین گام برای راندن ترس از ضمیر خود رویارو شدن با آن است اگر این ترس را با دقت بررسی کنید ذهن هوشیار شما اختیار را به دست می گیرد اما هنگامی که ترس بر شما مسلط باشد , بندرت امکان دارد که بتوانید احساس های هیجانی را در اختیار بگیرید زیرا واکنش هیجانی بسیار قوی است . بیندیشید که بایستی چگونه واکنش نشان میدادید آنگاه تصویری ذهنی از خود ایجاد کنید که در آن بر ترس ها فائق آمده اید و همان کاری را می کنید که ذهن هوشیار شما دستور می دهد .

 

نیروی حیات بخش :

ایمان تنها یک کلمه نیست بلکه نیرویی است قطعی , حیات بخش , توانا کننده و دارای قدرتی پویا که شرایط را جذب می کند و افراد را به جنبش و عمل وا می دارد عمل کنندگان جهان همه با ایمان به حرکت درآمده اند .

 

ایمان سرچشمه موفقیت است

اگر ایمان و اعتماد به نفس هردو برای شما کار کند هرگز شکست نمی خورید با به کار گرفتن نیروی ایمان می توان کارهایی کرد که شبیه معجزه اند همه اختراعات بزرگ فقط حاصل ایمان هستند اندیشه های خویش و توانایی عملی کردن آن اندیشه ها را باور کنید فراموش نکنید که نیروی سازنده شما تا هنگامی که به آن ایمان نداشته باشید عمل نمی کند .

 

رسیدن به خواسته های درونی : 

شما در دوره تصویر و صوت ماشینی و الکترونیکی به سر می برید فضای اطراف شما پراست از امواج رادیوئی و تلوزیونی علاوه بر آن امواج فکر نیز ما را احاطه کرده است .

ذهن شما در تمام مواقع چه در بیداری و چه در خواب نسبت به چیزهایی که در اطرافتان رخ می دهد به طور خودآگاه و ناخودآگاه واکنش نشان می دهد و خود به خود بر شما تأثیر می گذارد پس ذهن ناخودآگاه هیچ مقاومتی نشان نمی دهد و با تکرار اندیشه های خویش می توانید آنها را در ذهن خود پایدار سازید .

دو روش موثر وجود دارد که می توانید برای تقویت آنچه تصویر می کنید آنها را مورد استفاده قرار دهید و هدف های خود را در ذهن مشخص و روشن کنید :

1-  با کلماتی روشن و گویا هدف خود را روی کارت های کوچک بنویسید و آنها را همیشه در دسترس داشته باشید تا بتوانید به آسانی به آنها مراجعه کنید .

2-  خواسته ها و اهدافتان را به صورت سخنان یا بیان های مشخصی روی نوار ضبط کنید و این سخنان را در فراغت های مختلف گوش کنید تا با صدای خودتان آن اهداف به شما تلقین شود اکنون شما وسائل دیداری و شنیداری در اختیار دارید . منظور این نیست که همیشه هر جا هستید با خود حرف بزنید یا به خود نامه بنویسید بلکه مطرح شدن اندیشه ها در ذهن تان مهم است با شکل گرفتن تصویرهای ذهنی جزئیات آرزوها و خواسته هایتان را بیشتر کنید .

همیشه قدرت موثر تکرار را به یاد داشته باشید البته تا وقتی نپذیرید که تک تک جزئیات آنچه می خواهید باید در فکر شما تصویر شود و آنجا بماند تا به حقیقت بپیوندد . نوشتن آرزوها و اهداف معنی ندارد . روش دیگر آن است که پاکتی بزرگ تهیه کرده روی آن بنویسید خواسته های من و برگه هایی را که روی آنها خواسته ها و تغییرات مورد نظرتان نوشته شده در آن بگذارید , می توانید در طی روز یا شب مدتی را به مرور و اندیشیدن به آنچه صمیمانه و صادقانه نوشته اید اختصاص دهید هر یک را بررسی کنید و ببینید آیا پیشرفتی به سوی هدف صورت گرفته است وقتی هدفی حاصل شد , پرونده آن موضوع را ببندید و به سراغ هدف دیگری بروید و بدین ترتیب پیوسته در مسیر رشد و کمال باشید .

این فرایندی بی پایان با شکوه و رضایت بخش است با نوشتن بیانیه های شجاعت , ایمان و اطمینان به خود ترس را از زندگی تان بزدائید گفته ها را روی نوار ضبط کنید و به آن گوش دهید . کلماتی را که نوشته اید بلند بخوانید و به صدای خود گوش کنید . می دانید و باور دارید که چیزهایی خوب اتفاق خواهد افتاد همه ترس ها و افکار نگران کننده را دارید از ذهن خود خارج می کنید . می دانید که اگر اجازه دهید این چیزها بمانند,فقط یک شرایط ناخوشایند را برای شما به ارمغان خواهند آورد .

در ذهن خود فیلتری قرار دهید و پیش از اینکه افکار ناراحت کننده و ترس ها آسیبی برسانند جلوی آنها را بگیرید . از خیالپردازی دست بردارید , شک های خود را

ازبین ببرید دست به کار شوید سعی کنید خواسته های خود را بنویسید یا ضبط کنید یا هر دو کار را انجام دهید .

 

آفریدن آینده :

پیش از آنکه بتوانید آنچه را می خواهید به کمک ذهن خود بدست آورید باید بیشتر درباره نحوه کار ضمیر ناخودآگاه خود بدانید ضمیر ناخودآگاه شما تصویرهای ذهنی احساس ها و تجربه هایی را که داشته اید برای استفاده در آینده ذخیره می کند احساس شما درباره افراد یا چیزها و وقایع در ضمیرناخودآگاه شما ذخیره می شود ترس ها و نگرانی ها و افکار خوب همه باهم در آنجا هستند , وقتی افکار خوب در ذهن خود مطرح کنید آنها نیز افکار خوبی را که پیشاپیش در بایگانی ذهن شماست فعال خواهند کرد این به عهده شماست که از ضمیرناخودآگاه به نفع خویش بهره بگیرید نه به زیان خود .

قدرت خداداد درون ما خزانه عظیمی است که منابع سرشار دست نخورده ای در آن باقی است به خود بیاموزید که از شم خود و از هدایت و ادراکات فراحسی خود پیروی کنید .

اگرنیروهای عالی خود را باور کنید . اگر ایمان داشته باشید آنها در خدمت شما خواهند بود 

 

اگر برخود تأثیر مناسبی بگذارید خواهید توانست بر دیگران نیز تأثیر مناسب بگذارید

 

با تشكر از وبلاگ كوئستيها

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1384ساعت 14:50  توسط یعقوب  | 

حكايت

 

حكايت

 

 

مرد جواني ، از دانشكده فارغ التحصيل شد . ماهها بود كه ماشين اسپرت زيبايي ، پشت شيشه هاي يك نمايشگاه به سختي توجهش را جلب كرده بود و از ته دل آرزو مي كرد كه روزي صاحب آن ماشين شود . مرد جوان ، از پدرش خواسته بود كه براي هديه فارغ التحصيلي ، آن ماشين را برايش بخرد . او مي دانست كه پدر توانايي خريد آن را دارد .

بلأخره روز فارغ التحصيلي فرارسيد و پدرش او را به اتاق مطالعه خصوصي اش فرا خواند و به او گفت :

من از داشتن پسر خوبي مثل تو بي نهايت مغرور و شاد هستم و تو را بيش از هر كس ديگري دردنيا دوست دارم . سپس يك جعبه به دست او داد . پسر ، كنجكاو ولي نااميد ، جعبه را گشود و در آن يك انجيل زيبا ، كه روي آن نام او طلاكوب شده بود ، يافت .

با عصبانيت فريادي بر سر پدر كشيد و گفت : با تمام مال و دارايي كه داري ، يك انجيل به من ميدهي؟
كتاب مقدس را روي ميز گذاشت و پدر را ترك كرد .

سالها گذشت و مرد جوان در كار وتجارت موفق شد . خانه زيبايي داشت و خانواده اي فوق العاده . يك روز به اين فكر افتاد كه پدرش ، حتماً خيلي پير شده و بايد سري به او بزند . از روز فارغ التحصيلي ديگر او را نديده بود . اما قبل از اينكه اقدامي بكند ، تلگرامي به دستش رسيد كه خبر فوت پدر در آن بود و حاكي از اين بود كه پدر ، تمام اموال خود را به او بخشيده است . بنابراين لازم بود فوراً خود را به خانه برساند و به امور رسيدگي نمايد .

هنگامي كه به خانه پدر رسيد ، در قلبش احساس غم و پشيماني كرد . اوراق و كاغذهاي مهم پدر را گشت و آنها را بررسي نمود و در آنجا، همان انجيل قديمي را باز يافت . در حاليكه اشك مي ريخت انجيل را باز كرد و صفحات آن را ورق زد و كليد يك ماشين را پشت جلد آن پيدا كرد . در كنار آن ، يك برچسب با نام همان نمايشگاه كه ماشين مورد نظر او را داشت ، وجود داشت . روي برچسب تاريخ روز فارغ التحصيلي اش بود و روي آن نوشته شده بود : تمام مبلغ پرداخت شده است .

چند بار در زندگي دعاي خير فرشتگان و جواب مناجاتهايمان را از دست داده ايم فقط براي اينكه به آن صورتي كه انتظار داريم رخ نداده اند ... ؟؟؟!!

 

منبع: وبلاگ كوئست كرمانشاه

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1384ساعت 14:49  توسط یعقوب  | 

این متن رو حتما بخونید و یا در جلساتتون دربارهاش صحبت کنید:

بدون شرح

 

 

این متن رو حتما بخونید و یا در جلساتتون دربارهاش صحبت کنید:

درآمدهاي ناشي از اين تجارت ، بادآورده و حرام است !!!

حضرت علي مي فرمايد : احمق ترين مردم كساني هستند كه در مورد چيزي كه نمي دانند صحبت مي كنند وقتي نمي دانيد كه كار كردن در اين سيستمها به چه منوالي است چرا بدون هيچ اطلاعاتي نظر مي دهيد باور كنيد بسياري از افرادي كه ادعا دارند كه درآمدهاي ما بادآورده و بدون زحمت است ، حتي يك هفته تاب و تحمل فشار روحي انجام اين كار را ندارند ، بهتر است اين افراد ، با كساني كه اين كار را به صورت حرفه اي انجام مي دهند ، صحبت كنند و روند كاري آنها را بپرسند آن وقت حتما متوجه خواهند شد كه بسياري از اعضاي اين سيستم  آن قدر درگير كار هستند كه حتي از بسياري از تفريحات خود نيز دست برداشته اند ، بلي درست است كه ما ، بيل و كلنگ دستمان نمي گيريم ولي مدام از فكر و ذهن خود به صورت هوشمندانه استفاده مي كنيم ، اگر از مغز يك نت وركر اسكن بگيرند ، مثل دست يك كارگر زحمت كش پينه بسته است .

اگردرآمد ما بادآورده و حرام است ، پس حتما درآمد مديران دولتي كه ساعت 10 صبح با هزار سلام و صلوات، پشت ميز مي نشينند و بعد از 6 ساعت كار كه حداقل 2 ساعت از آن  را هم براي استراحت ، ناهار و ... صرف مي كنند و سپس با خستگي حاصل از يك روز سخت و طاقت فرسا !!! به منزل بر مي گردند ، حلال و طيب است !!!  باور كنيد درآمد ما بسيار حلال تر از كساني است كه مثل زالو ، سرمايه مردم و بيت المال را به يغما برده و مي برند ، كساني كه خيانتشان به اين مملكت واضح و علني است .

تك تك اعضاي اين سيستم ، براي به دست آوردن ريال به ريال درآمد خود ، زحمت كشيده اند و نت ورك هم مثل هر كار ديگري پول بي زحمت به هيچ كس نخواهد داد ، شايد بارها در برنامه هاي تلويزيوني ديده باشيد ( بالاخص برنامه گفتگوي ويژه خبري ) يا در روزنامه ها خوانده باشيد كه حتي مخالفان اين نوع سيستمها مي گويند كه معمولا اعضاي اين شبكه ها ، بچه هاي باهوشي هستند كه بعضا 20 ساعت در روز كار مي كنند و حتي بنا به ادعاي خودشان ، ‌با اين افراد صحبت هم كرده اند ، پس چرا مراجع محترم تقليد مي گويند كه درآمدهاي ما حرام است ، چون كار نمي كنيد و پولي كه دريافت مي كنيد از راه زحمت به دست نيامده ( دقيقا حرف اين مراجع درست است ، چون مراجع محترم  براي به دست آوردن پول و چپاول مردم واقعا زحمت مي كشند !!! جوري كه به نظر من ، حتما نياز به يك ماساژور حرفه اي دارند ) شما فقط پاي كامپيوتر مي نشينيد و پول در مي آوريد ،  من يك سوال از اين مراجع محترم دارم : آيا 20 ساعت در روز كم است ؟ به نظر شما 25 ساعت در روز چطور است ؟

اين سيستم يهودي یا طراحی استعمار است !!!

اين سيستم يهودي است !!!

هر وقت افراد از من اين سوال را مي پرسند ، ياد حرف يكي از اساتيد دانشگاه مي افتم ، سر كلاسهاي دانشگاه مي گفت : كشور ما يك كشور سياسي است ، حتي پول نفت را هم صرف سياست مي كند نه صرف اقتصاد .

اين كه مديران شركت ، يهودي هستند يا نه ، نياز به داشتن مدرك يا سند معتبري دارد و اين كه بخواهيم اين مساله را هم سياسي ببينيم و تجزيه و تحليل كنيم ، خيلي بي انصافي است ! علاوه بر اين ، خيلي از كمپاني هايي كه ما محصولاتشان را مي خريم و استفاده مي كنيم مثل ژيلت ، كوكاكولا ، نستله و ... يهودي هستند ، جداي از اين موارد ،  بايد توجه داشت كه مساله يهود با مساله صهيونيزم كاملا متفاوت است ، يهود يك دين توحيدي است و يهوديان هم انسانند . من يك سوال دارم : اين كه ما با صهيونيزم و اسرائيل مشكل سياسي داريم ، آيا باعث مي شود كه ما يهوديان را مجرم و دشمن خدا بدانيم ؟ ( البته بايد تفكرات ضد يهود موجود در جامعه را كه ريشه تاريخي هم دارد ، مستثني كرد ) .

من نمي دانم كه دين مديران شركت چيست ، هيچ وقت هم برايم مهم نبوده كه دينشان چيست يا چه اعتقادات مذهبي دارند . براي من  همه اديان محترم هستند ، من در مواجهه با افراد ، به ديدگاهها ، اعمال و رفتارشان توجه مي كنم و بر اساس آن تصميم گيري مي كنم ، جالب است بدانيد كه شركت ، در موقع سونامي ، از طريق صليب  سرخ  نروژ ، كمكهاي انسان دوستانه فراواني به مردم مصيبت زده جنوب شرق آسيا اعطا كرد .

با توجه به اين همه تبليغات منفي ، كسي وارد اين نوع سيستمها نمي شود !!!

به نظر من اين تبليغات  منفي خود فيلتري است براي غربال كردن افرادي كه واقعا مي خواهند كار كنند با افرادي كه زمان و انرژي شما را هدر مي دهند . اگر فردي با وجود اين همه تبليغات منفي وارد سيستم شود يا به كار خود ادامه دهد ، علاوه بر اين كه  با امواج منفي و نوسانات كاري اين سيستم آشنايي كامل پيدا كرده ، نشان مي دهد كه براي رسيدن به اهداف خود آنچنان مصمم و جدي است كه انبوهي از تبليغات منفي ، كوچكترين اثر منفي در وي نگذاشته است و اين آرزوي همه ماست كه چنين افراد مصمم و باانگيره اي  در سازمان خود داشته باشيم .

علاوه بر اين ، همه ما مي دانيم كه وارد حرفه اي شده ايم كه نوسانات و سختي هاي خاص خود را  دارد !!! (به قول يكي از دوستان ، وارد شدن ما به نت ورك در حقيقت نوعي "نه" به جهوري اسلامي است) ولي براي من هميشه اين سوال مطرح بوده كه چرا يك عده اين قدر ضعيف هستند كه با كوچكترين تبليغات منفي از پا در مي آيند ؟ واقعا رسيدن به اهداف اين قدر بي ارزش شده است ؟ آيا من بايد آينده خود را به دست اين قانون يا آن فتوا بدهم ؟ جالب است ، ما ادعا مي كنيم كه مي خواهيم با اين تجارت  به اهداف و آرزوهاي خود برسيم ، اما تاب و

توان تحمل كوچكترين ناملايمات را هم نداريم !!!  واقعا راست گفته اند كه : " ترس ، برادر مرگ است ."

جو منفي نه تنها به ضرر ما نيست كه به نفع ماست زيرا افراد ديگر بدون دليل و چشم بسته وارد سيستم     نمي شوند و قبل از ورود حتما تحقيقات كافي انجام مي دهند و اين يك برگ برنده براي همه ماست .

اين كه در مورد نت ورك ماركتينگ  تبليغات منفي فراواني صورت مي گيرد ، كاملا درست است ، اما من يك سوال دارم : " آيا اين همه تبليغات منفي در روزنامه ها و صدا و سيما كه بعضا تكراري و خسته كننده هم شده است (کسی نيست که به اين آقايان بگويد که خسته نشديد ؟ اين همه انکار ، اين همه دروغ ، اين همه يكدندگي !!! خوب شد كه من به آقاي كاتوزيان راي ندادم و الا هيچ وقت خودم را نمي بخشيدم !!! ) باعث توقف رشد مجموعه ها شده است ؟ " منكر اين قضيه نيستم كه اين تبليغات منفي ، هر از چندگاهي باعث كند شدن رشد مجموعه ها مي شود ولي هيچ گاه نخواهد توانست باعث توقف رشد آنها شود ، بايد توجه داشت كه اساس اين تجارت بر مبناي  اعتماد متقابل افراد  به هم مي باشد  و افراد  نه  بر اساس خوانده ها و شنيده هاي خود از رسانه ها كه  بر اساس  اعتماد به اطرافيان خود  وارد اين نوع  سيستمها مي شوند ، فراموش نكنيم كه طرف مقابل ما يك انسان است ، زماني كه شما صادقانه ، حقايق پنهان اين نوع تبليغات را به آنها بگوييد ، آنها  به شما اعتماد خواهند كرد .

با توجه به این همه تبلیغات منفی ، کسی وارد این نوع سیستمها نمی شود !!!

ديد مردم نسبت به اين نوع كارها منفي است !!!

اولا من به شخصه فكر مي كنم كه نوع نگاه نسبت به Network Marketing  بسيار عوض شده ، براي اثبات اين حرف كافي است اوضاع و احوال را با چند سال قبل مقايسه كنيم ، الان بسياري از افراد واقعا اين نوع تجارت را به عنوان حرفه اصلي خود پذيرفته اند و اين  به خاطر سخت كوشي و هوشمندانه كار كردن افرادي است كه نشان دادند اين حرفه ، يك تجارت واقعي است و حتي امروزه كساني كه با اين نوع سيستمها مخالفند ، علني يا غير علني به قدرتمند بودن اين پديده اذعان دارند ، من يك سوال دارم :

اگر نت ورك ماركتينگ ، يك پديده قوي و قدرتمند نبود ، آيا صدا و سيما ، رسانه ها ، مطبوعات ، مجلس ، دولت و حتي  قوه قضاييه را  بسيج مي كرد كه همگي سراسيمه و بعضا بدون شناخت كافي از اصول اين تجارت، آگاهانه يا ناآگاهانه  به مخالفت با آن بپردازند ؟

اين كه مدام بر روي آگاهانه يا ناآگاهانه تاكيد دارم ، به اين دليل است كه بعضي از افراد از روي جهل اين نوع سيستمها را مي كوبند ، اين عده از افراد كه معمولا ديد سنتي دارند يا خود را درگير تئوري توطئه مي كنند ، معمولا در مقابل هر پديده جديد حالت تدافعي مي گيرند چون با دلايل و استدلالهاي خودشان معتقدند تمام اين پديده هاي جديد  كار اسرائيل يا استعمار است !!!  همان طور كه ويدئو و اينترنت از ديدگاه آنها اين گونه بود !!!  ولي هيچ وقت نمي توان در مقابل دستاوردهاي جديد مقاومت كرد ، همان طور كه جامعه ما امروز ويدئو و  اينترنت را شناخت و پذيرفت .

اما عده ديگر كه تعدادشان هم كم نيست ، به خاطر منافع شخصي خود ، مدام اين نوع سيستمها را مي كوبند ،  يك مثال كاملا بارز : بعضي روزنامه ها با علم به اين كه اين موضوع مي تواند مخاطبان زيادي را جلب كند ، نهايت استفاده از آن را مي كنند ، البته در همه جاي دنيا ، مطبوعات به جنجال آفريني و " از كاه ، كوه ساختن" تمايل دارند ، آنها مجبورند براي جلب مشتريان ، از عناوين و تيترهاي جذاب و جنجالي استفاده كنند و آن سوژه را علم كنند و در نهايت وقتي تاريخ مصرفش تمام شد و ديگر جذاب نبود ، به راحتي آن را به فراموشي بسپارند

شما چه تضميني به من مي دهيد ؟

فرض كنيد كه شما مي خواهيد يك مغازه در يك مجتمع كامپيوتري اجاره كنيد ، كلي سرمايه براي اجاره كردن ، تهيه وسايل لازم براي راه اندازي مغازه مثل كامپيوتر ، پرينتر ، اسكنر و ... لازم داريد ، علاوه بر تمام اين هزينه ها ، شما كلي زمان براي انجام اين كار نيز اختصاص داده ايد ، حالا يك سوال دارم : " آيا كسي موفقيت شما در اين كار را تضمين كرده كه شما به انجام اين كار روي آورديد ؟"

تنها عاملي كه شما را وادار به انجام اين كار كرد ، ايمان و اعتقاد شما به انجام اين كار به همراه پشتكار و تلاش شما بود ، در اين تجارت هم به همين ترتب است ، بزرگترين تضمين ، همان پشتكار و تلاش مستمر شما براي موفقيت در اين كار و رعايت اصول و چهارچوب هاي كاري اين تجارت است ، بنابراين هر فرد در صورتي كه طبق اصول كاري اين تجارت عمل كند مي تواند در اين كار موفق شود يعني بزرگترين تضمين براي موفقيت شما ، پشتكار و تلاش شما و رعايت اصول اين تجارت مي باشد ، ‌فراموش نكنيم كه موفقيت يعني تلاش تا حداكثر توان .

الان جايي مشغول كار هستم و زمان لازم براي يك كار ديگر ندارم  !!!

اگر فرد واقعا درگير كاري است و به هيچ عنوان تمركز كافي براي انجام كار جديدي را ندارد ، بهتر است صبر كنيم تا وي زمان بيشتري براي انجام اين كار پيدا كند ، اما اگر اين مطلب تنها بهانه اي براي فرار يا حذف صورت مساله مي باشد ، بهتر است با بكارگيري تكنيك Feel ,Felt , Found  و احساس همدردي با وي ، به وي متذكر شويد كه بسياري از افراد در اين سيستم ، همانند او ، جايي ديگر مشغول به كار هستند ولي به هيچ عنوان كار قبلي خود را رها نكرده اند ، بلكه با يك برنامه ريزي دقيق توانسته اند از زمان خود به نحو بهينه استفاده كنند و در كنار درآمد فعلي خود ، از يك منبع درآمدي ديگر نيز برخوردار شوند ، بايد توجه كرد كه  انجام اين تجارت به معناي استعفا از كار قبلي افراد نمي باشد ، يعني افراد مي توانند همچنان به كار قبلي خود ادامه دهند و اين تجارت را بعد از ساعت كاري خود انجام دهند زيرا زمان انجام اين كار توسط خود افراد تعيين مي شود .

اهل ريسك نيستم ، شما چه تضميني به من مي دهيد ؟

اهل ريسك  نيستم !!!

به قول يكي از دوستان ، زندگي يعني ريسك و همه ما با ريسك زنده ايم ، ولي جداي از اين مورد بايد توجه كرد كه تعريف ما از ريسك چيست ؟ اگر ريسك را به معناي مرسوم و معمول آن يعني خطر تعريف كنيم فكر نمي كنم هيچ عقل سليمي اين كار را خطر يا ريسك بداند چون معمولا $۵۰۰ مبلغي نيست كه بخواهد زندگي افراد را زير و رو كند ، آنها را به اوج برده يا از اوج به پايين بكشاند .

يك مثال ساده : فرض كنيم كه امروز يك روز برفي باشد و ما بخواهيم برويم دانشگاه ، اين احتمال وجود دارد كه لباسهايمان كثيف بشود ، ماشين گيرمان نيايد يا حتي تصادف كنيم ولي همه ما با در نظر گرفتن تمام اين مطالب ، بدون اين كه شك كنيم ، راهي دانشگاه مي شويم چون در ازاي تمام اين موارد ، سر كلاس حاضر مي شويم ، دوستانمان را مي بينيم و ... اين كار هم دقيقا همين طور است !!!

اين نوع فعاليتها باعث فريفتن مردم مي شود و باعث می شود پول افراد زیادی سوخت شود !!!

باور كنيد كه اكثر بازاريابان اين سيستم ، اعتقاد به رزق حلال دارند و مطمئنا براي كسب اين رزق ،‌ حاضر به فريب افراد نخواهند بود ، حال اگر درصدي از بازاريابان ، بر خلاف اصول و اخلاق كاري تعيين شده فعاليت كنند ، نمي توان اين نوع فعاليتها را باطل و كلاهبرداري دانست و تمام بازاريابان اين سيستم را كلاهبردار خواند ، بايد توجه كرد كه عملکرد بعضي از افراد ،  نبايد معيار سنجش كل سيستم باشد !!!

پول افراد زيادي در اين نوع سيستمها سوخت مي شود !!!

يك كلاس درس را در نظر بگيريد ، يك معلم در طول سال تحصيلي ، تمام نكات لازم براي موفقيت افراد در امتحانات آخر سال را متذكر مي شود ، طبعا افرادي كه اين نكات را رعايت كنند مي توانند در امتحانات آخر سال موفق شوند و كساني كه اين نكات را به كار نبرند ، موفق نخواهند شد ، حال اگر افرادي در امتحانات موفق نشوند ، مقصر معلم است ؟ مسلما خير .

اين كه مي گويند پول افراد زيادي در اين نوع سيستمها سوخت مي شود ، واقعا بي انصافي است ! افراد زيادي در اين نوع سيستمها طبق اصول گفته شده اين تجارت عمل نمي كنند و نتيجه طبيعي اين عمل ، عدم موفقيت افراد در اين سيستم  خواهد بود . بسياري از افراد هم زمان با هم وارد اين سيستم شده اند ، كساني كه براي اين تجارت زمان گذاشته اند ، اصول اين كار را رعايت كرده اند و ... موفق شده اند ، اما كساني هم كه زماني براي اين كار نگذاشتند و طبق اصول گفته شده عمل نكردند ، طبعا به هيچ موفقيتي نرسيده اند ، آيا اين از ديدگاه شما بي عدالتي است ؟ واقعا اين عادلانه نيست كه براي موفقيت در اين تجارت ، بايد مطابق با اصول آن گام برداشت ؟

 

منبع : http://tehran-qi.mihanblog.com/

منبع : سايت «راهكار مديريت»


 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1384ساعت 14:40  توسط یعقوب  | 

اندر حكايت قانون و تجارت الكترونيك

اندر حكايت قانون و تجارت الكترونيك

« فكر مي‌كنم كه نخست بايد انسان باشيم و بعد تابع »  هنري ديويد تورو   Henry David Thoreau

 

شيخ شهاب سهروردي ( 549-587 ق ) حكايت مي‌كند : وقتي، هدهد درميان بومان افتاد . برسبيل رهگذر ، به نشيمن ايشان نزول كرد . و هدهد به غايت حدت بصر مشهور است و بومان روزكور باشند ، چنان كه قصه‌ي ايشان نزديك اهل عرب معروف است . آن شب هدهد در آشيان با ايشان بساخت و ايشان هرگونه احوال از وي استخبار مي‌كردند .
بامداد ، هدهد رخت بربست و عزم رحيل كرد .
بومان گفتند : «اي مسكين ، اين چه بدعت است كه تو آورده‌اي ؟ به روز كسي حركت كند ؟»
هدهد گفت : «اين عجب قصه اي است ! همه‌ي حركات به روز واقع شود .»
بومان گفتند :«مگر ديوانه‌اي ؟ در روز ظلماني كه آفتاب مظلم برآيد ، كسي چيزي چون بيند ؟»
گفت «به عكس افتاده است شما را . همه‌ي انوار اين جهان طفيل نور آفتاب است و همه‌ي روشنان اكتساب نور و اقتباس ضوء خود از او كرده‌اند و عين الشمس از آن گويند او را كه ينبوع نور است .»
ايشان او را الزام كردند كه « چرا به روز كسي هيچ نبيند ؟»
گفت «همه را در طريق قياس به ذات خود الحاق مكنيد – كه همه كس به روز بيند. و اينك ، من مي‌بينم ، در عالم شهودم ، درعيانم ، حجب مرتفع گشته است ، سطور شارق را بي‌اعتوار ريبي بر سبيل ادارك كشف مي كنم .»
بومان چون اين حديث بشنيدند ، حالي فريادي برآوردند و حشري كردند و يكديگر را گفتند « اين مرغ مبتدع است : در روز كه مظنه‌ي عما است ، دم بينايي مي زند !» حالي، به منقار و به مخلب دست به چشم هدهد فراداشتند و دشنام مي دادند و مي گفتند كه «اي روز بين!» زيرا كه روزكوري نزد ايشان هنر بود . و گفتند كه « اگر بازنگردي ، بيم قتل است.»
هدهد انديشه كرد كه « اگر خود را كور نگردانم ، مرا هلاك كنند . زيرا كه مرا بيشتر زخم بر چشم زنند و قتل و عما به يكبارگي واقع شود . الهام «كلموا الناس و علي قدر عقولهم » به او رسيد . حالي ، چشم برهم نهاد و گفت « اينك من نيز به درجه‌ي شما رسيدم و كور گشتم.»
چون حال به اين نمط ديدند ، از ضرب و ايلام ممتنع گشتند .
هدهد بدانست كه در ميان بومان افشاي سر ربوبيّت كفراست  . تا وقت رحلت ، به هزار محنت كوري مزوّري مي كرد .
هرچند بار كه متن بالا را با وجود لغتهاي سختش بخوانيم بازهم كم است . چرا كه حكايتگر  عجايب روزگارماست و مي‌بينيم كه براي برخي اشخاص « حكايت همچنان باقي‌است » و هنوز ، از زمان «شيخ شهاب» ، آب از آب تكان نخورده است .
به راستي تا كي « گز نكرده بريدن ؟ » ، تا كي مي‌خواهيم فقط و فقط از پشت عينك خود نظاره گر گردش ايام و چرخش روزگار باشيم . و براستي تاكي مردم بايستي هزينه‌ي لوايح و طرحهاي نسنجيده‌ي به قامت « قانون » درآمده و درنيامده را بپردازند .
 آقا يا خانم نماينده‌مجلس ! در هزاره سوم ، در عصر اطلاعات و انفجار انفورماتيك ، در دوره‌ي ريزپردازنده‌ها و شركت‌هاي چند مليتي ، در هنگامه تشكيل نهاد‌ و سازمانهاي فرا مرزي و در عين حال ، در عصر « نت ورك » و «نت ورك ماركتينگ »  ، واقعا كه عجب حشري و مشورتي كرديد ، و عجب قانوني به تصويب رسانديد .
اما خدمت شما عرض كنم ، آنان كه خوانندگان و ميراث داران آثار گران سنگ شعر و ادب و فرهنگ اين ديار‌ِ كهن مي‌باشند ،  بر خلاف تصور شما ، پا پس نخواهد كشيد و همگام با امواج پرخروش علم و انديشه‌ي جهاني و ضمن  سهم‌خواهي از منابع ثروت و سرمايه‌ي نوين ، نه‌تنها به كوري خود خواسته تن در نخواهند داد بلكه با توش و تواني دو چند سعي خود را براي دستيابي به گوشه‌ي سوم از مثلث عدالت ، يعني قدرت ، به كار بسته‌اند .
و با باز نگري در آموخته‌هاي پيشين ،‌ در پاسخ به انشاي «علم بهتر است يا ثروت؟ » ، مي‌نويسند :

 

                    « علم + ثروت = قدرت »               
          د.د.حسابدار
03/08/84   

 

ذكر هرگونه از مطالب نوشته شده بدون درج نام نويسنده و نام بلاگ پيگرد قانوني دارد

 

 

منبع: وبلاگ از سري يادداشت هاي يك نت ورك كار

و با تشكر از وبلاگ Qi-Iran

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1384ساعت 14:38  توسط یعقوب  |