سلام مجدد به شما دوستان عزیز .
من الان به همراه یک پدیده رپ
جناب آقای VAHID BUZZARD
در مرد نتورک مارکتینگ صحبت می کنم.
نتورک مارکتینگ
سلام مجدد به شما دوستان عزیز .
من الان به همراه یک پدیده رپ
جناب آقای VAHID BUZZARD
در مرد نتورک مارکتینگ صحبت می کنم.
| |
|
پديده گيتس |
دام واقعی
يك روز يك صياد دامي براي كبوتران گسترانيد، بعد از چند ساعت كبوترهاي زيادي روي دام نشستند و همگي
پاهايشان در دام صياد گير كرد. كبوتران بسيار ناراحت بودند، چون ميدانستند كه صياد خواهد آمد و هر
بلايي كه دلش ميخواهد سر آنها ميآورد.
در جمع كبوتران گروهي بودند كه سريعاً مرگ را پذيرفتند و دست از هر تلاشي برداشتند، گروهي ديگر
دوست داشتند اين وضعيت را تغيير بدهند و كمي تلاش كردند ولي با انتقادهاي گروه اول مواجه شدند گروه
اول ميگفت: براي چي تلاش ميكنيد؟ هيچ فايدهايي نداره! صياد به زودي میاد و ما را به هر جا كه بخواد
ميبره، ما قسمتمان اين بوده كه كشته بشيم و حتما هم كشته ميشويم! و اما گروه آخر كه تعداشان از دو
گروه اول كمتر بود، دست از تلاش بر نميداشتند و مدام در حال بال زدن بودند. يكي از كبوتران به نام طوقي
كه از همه كبوتران آگاهتر و دنيا ديدهتر بود به دوستانش گفت: روحيه خود را حفظ كنيد و نگذاريد كه يأس و
نااميدي وجودتان را پر كند، باور كنيد كه ما ميتوانيم از اين دام رهايي يابيم اگر كه با يكديگر متحد شويم و
همه يك هدف را دنبال كنيم. بياييد همه با هم شروع به بال زدن كنيم و به سمت بالا پرواز كنيم. همه
كبوتران شروع به بال زدن كردند و ناگهان ديدند كه توانستند به كمك هم دام را از زمين بلند كنند خيلي
خوشحال شدند همينطور بال ميزدند و خوشحال بودند كه توانستند قدم مثبتي بردارند. نزديك به صد متر از
زمين فاصله گرفته بودند طوقي به دوستانش گفت به سمت كوه حركت كنيد تا صياد نتواند ما را دنبال كند كه
در همين حين يكي از كبوتران گفت: چرا به سمت كوه برويم بياييد به سمت شمال برويم آنجا هوايش بهتر
است، ديگري گفت اصلاً به سمت جنوب برويم و خلاصه هر كدام از كبوتران ساز خود را زدند و در نتيجه
اختلاف نظرها زياد شد و هر چه طوقي ميگفت دوستان اتحاد خود را از دست ندهيد، تو گوش كسي نرفت كه
نرفت، در نتيجه كبوتران همراه با دام، به سمت زمين سقوط كردند و صياد همه آنها را با خود برد ... .
باتشکر از X-Team
آينده نه بهتر خواهد بود و نه بدتر، تنها متفاوت خواهدبود
با تشكر از وبلاگ كوئستيها
دلی به وسعت دريا !!!
"رابرت داینس زو" قهرمان مشهور ورزش گلف آرژانتین زمانی در یک مسابقه موفق شد مبلغ زیادی پول برنده شود.
در پایان مراسم و پس از گرفتن جایزه زنی بسوی او دوید و با تضرع و زاری از او خواست تا پولی به او بدهد تا بتواند کودک بیمارش را از مرگ نجات دهد. زن گفت که هیچ پولی برای پرداخت هزینه درمان ندارد و اگر رابرت به او کمک نکند کودکش ازدست خواهد رفت. قهرمان گلف درنگ نکرد و تمام پول را به زن داد.
هفته بعد یکی از مقامات انجمن گلف به رابرت گفت: ساده لوح خبر جالبی برات دارم!
آن زن اصلاً بچه مریضی نداشته که هیچ، حتی ازدواج هم نکرده.اون به تو کلک زده دوست من!
رابرت با خوشحالی جواب داد: "خدا رو شکر! پس هیچ کودکی در حال مرگ نبوده! این که خیلی عالیه!
منبع : وبلاگ گلدکوئست و تجارت الکترونيکي در همدان
ديدگاه فردي
دوستان عزیز سلام ، امیدوارم که خوب و سلامت باشید .
متنی که امروز در اختیارتان می گذارم شرح حالت و دیدگاهی است که اکثر دوستان با تجربه و کارکشته به خود اختصاص می دهند و هدف از بازگویی این دیدگاه ، مروری دوباره و کلی می باشد .
همیشه در تمامی مراحل کاری که ما زمانمان را بین آنها تقسیم می کنیم مرحله ای به نام پیگیری وجود دارد که همه عزیزان با نام آن آشنا هستند ولی نکته حائز اهمیتی که به آن باید اشاره کرد این است که با چه طرز تفکر و دیدگاهی به این مرحله وارد شد و یا این مرحله را انجام داد ؟
همیشه هر آنچه که موجب سعادت و در پی آن شادی و سربلندی می گردد از یک ایده و یا طرز تفکر کوچک اما بسیار زلال و پاک نشعت می گیرد و این طرز فکر درواقع نوع دیدگاه فرد به اطرافش می باشد . شما با دوستی آشنا می شوید که برایتان سود مند باشد . رابطه ای را آغاز می کنید که در پی آن پیامد مثبتی به همراه داشته باشد . وسیله ای را می خرید که به کارتان بخورد . لباسی را می پوشید که هم برازنده شما باشد و هم احساس زیبایی کنید . به کاری مشغول می شوید که هم لذت بخش باشد و هم مفید ، از طرفی درآمد دلخواه شما در آن خلاصه شود .
حال تمام این رفتار چه ربطی به مبحث ما دارد ؟
شما کاری را اخیرا شروع کرده اید . اقدام به معرفی کارتان به یکی از دوستان صمیمیتان می کنید . و هدفتان این است که اگر قرار است شما به مراتب بالا و قابل ملاحظه برسید پس آن دوستتان را هم با خود به آن نقطه برسانید ! اگر کار خوبی را شروع کرده اید ، با این دید ، آن را به دیگران معرفی می کنید که آن موقعیت یک فرصت استثنایی است و شما دوست دارید که آن فرصت را به شخص مورد علاقه تان هدیه کنید ! اگر قرار است درآمد دلچسبی داشته باشید دوست دارید یک همراه در این موقعیت عالی داشته باشید . حال که ما دوست داریم با دو همراه پیشرفت کنیم ، با دو همراه به مدارج عالی برسیم و با دو همراه شادیمان را تقسیم کنیم .
و تمام اینها تنها در دیدگاه ما خلاصه می شود و شاید از بیرون از دنیای درون ما کسی نتواند نوع دیدگاه ما را درک و یا هضم کند ! پس به آنچه که دوست دارید بیاندیشید سپس آن را لمس کنید و در کنار لمس کردنش آن را به دیگران هدیه کنید و در آخر با هم ثمره اش را تقسیم کنید . چون هیچ بنی بشری در این دنیا به تنهایی و به تنهایی به هیچ نا کجا آبادی نرسیده است . درپناه حق .
منبع : وبلاگ برگ سبز
فالوده در بيابان!
درويشي ميگفت: روزي با چند نفر از دوستان به سفر ميرفتم، به بياباني بزرگ رسيديم. با هم صحبت ميكرديم كه چه كسي بيشتر از همه به خداوند توكل دارد و روزي خود را فقط از او ميخواهد؟
درويشي بود كه تصميم گرفت قدرت توكل خود را به ديگران نشان دهد. او ميخواست با اين كار درسي واقعي به بقيه بدهد. آن درويش قسم خورد كه هيچ چيز نخورد و از كسي هم چيزي نگيرد تا هنگامي كه خداوند به او فالوده بدهد.
وقتي كه شب شد غذايي را سر سفره گذاشتيم و مشغول خوردن شديم!
اما آن درويش دست به غذا نزد. روز بعد هم چيزي نخورد و كمكم ضعيف و بيحال شد.
بعضي از دوستان گفتند كه اين مرد خيلي نادان است. وسط بيابان در پي فالوده ميگردد. آدم بايد عقل داشته باشد، مگر وسط بيابان هم فالوده پيدا ميشود؟
آنها او را همانجا گذاشتند و به راه خود رفتند، اما من پيش او ماندم. روز بعد به راه خود ادامه داديم! رفتيم و رفتيم تا اينكه نزديك غروب به دهي رسيديم.
مسجد ده را پيدا كرديم و وارد آن شديم و كمي استراحت كرديم. نيمههاي شب بود كه در مسجد را زدند. در را باز كردم و پيرزني را ديدم كه سيني روي سر خود گذاشته. او گفت: شما غريبهايد يا اهل همين آبادي؟
گفتم: غريبهايم. پيرزن سيني را جلوي ما گذاشت و دستمال روي آنرا برداشت!
به حيرت ديديم كه داخل ظرف پر از فالوده است.
پيرزن به آن درويش گفت: بفرمائيد بخوريد، و ما نيز فالودهها را خورديم.
من از پيرزن پرسيدم: چطور شد كه نيمه شب براي غريبهها فالوده آوردهاي.
او گفت: كدخداي اين ده مردي بهانهگير و عصباني است. در اين وقت شب هوس فالوده كرده و همه مجبور شدند كه برايش فالوده درست كنند! اما او خيلي عجله داشت. درست شدن فالوده كمي طول كشيد و او هم از شدت عصبانيت قسم خورد كه دست به فالوده نزند و به هيچ كس هم ندهد مگر اينكه غريبه باشد.
او گفت كه حتماً بايد غريبهها اين فالودهها را بخورند.
من هم فالودهها را برداشتم آوردم كه غريبهاي پيدا كنم تا فالودهها را بخورد. من ميدانستم كه غريبهها معمولاً رهگذرند و شبها در مسجد ميخوابند. اين بود كه آمدم به اين مسجد و شما را پيدا كردم. به همين سبب، از شما خواهش كردم كه فالودهها را بخوريد. اين را هم بدانيد كه اگر نميخورديد، شما را به زور وادار ميكردم كه فالودهها را بخوريد.
پيرزن كه رفت، به آن درويش گفتم: توكل و ايمان تو را به چشم خود ديدم و فهميدم كه با توكل ميشود حتي در وسط بيابان هم به فالوده رسيد. به راستي كه هر وقت انسان چيزي را فقط از خدا بخواهد و صبر كند، آن چيز هر چه كه باشد خداوند آن را به او خواهد بخشيد.
با آرزوی موفقیت، X-Team
مجله همه چیز شماره 11و12
20روش ثابت شده برای رسیدن به بهترین موقعیت در نت ورک
همانند یک بازاریاب شبکه ای برجسته بیاندیشید تا یک بازاریاب شبکه ای برجسته باشید. درصورتی که نمونه های ذهنی و فکری یک بازاریاب برجسته را بپذیرید و قبول کنید , می توانید با قدرت هر چه تمام تر , دوره زمانی لازم برای تبدیل شدن به یک بازاریاب برجسته تسریع بخشید , زیرا منطقی ترین روش یادگیری شیوه آزمایش و خطاست .
در اینجا بیست روش و نکته ثابت شده برای رساندن شما به بهترین موقعیت آورده شده است :
1-یک دلیل بزرگ و مهم برای خود بیاورید که چرا می خواهید یک بازاریاب برجسته شوید؛ دلیلی که واقعا اصل قضیه و مطلب را برای شما عنوان کند و اجازه دهید نیروی محرک روزانه شما باشد و مانند چوبی که برای افروختن آتش در درون خود نیاز دارید , از آن استفاده کنید .
2-تعداد محدودی اهداف محرک و طلایی برای خود برگزینید ؛ اهدافی که دستیابی به آنها انگیزه شما برای موفقیت در بازاریابی شبکه ای باشد . آنها را یادداشت و گاهی مرورشان کنید . اطمینان یابید که آنها اهداف خود شما هستند و نه اهداف کسانی دیگر . از برانگیختگی و اشتیاق خود برای دستیابی به اهدافتان استفاده کنید . دلائل و اهداف بزرگ برای خود انتخاب کنید تا شما را در مواجهه با موانع , هدایت و رهبری کنند ,
اهدافتان از شما فردی می سازند که برای رسیدن به آنها ساخته شده اید و مناسب هستید . هدف بزرگتر , برای وفادار ماندن به اتمام رساندن آن هدف نیروی بیشتری در شما ایجاد می کند .
3-ذهنیت خود را برای یک سخت کوشی آماده کنید . این هدف , که موفقیت پیش از کارکردن حاصل می شود تنها در قصه ها وجود دارد . هر کسی سخت کوش تر باشد در موفق شدن خوش شانس تر است .
از هوشیارانه بودن سخت کوشی خود اطمینان حاصل کنید . اگر چیزی درست کار
نمی کند از تمرکز کردن صرف تنها روی آن خودداری کنید و کار دیگری انجام دهید .
4-ذهنیت فعال داشته باشید . یکی از بزرگترین اشتباهاتی که بازاریابان تازه کار و آماتور مرتکب می شوند این است که فکر می کنند مجبورند همه چیز را درباره محصولات و فرصت هایشان پیش از آنکه بتوانند فعالیت تجاری خود را آغاز کنند , یاد بگیرند . شما باید بدانید 90 درصد نیروی خود را روی کار و فعالیت و 10 درصد انرژی خود را برای یادگیری کنار بگذارید .
این یک تجارت فعال است . اصول پایه را یادبگیرید . از ابزارهای موجود و امکانات سیستم استفاده کنید .
بازاریابی شبکه ای انجام دادن آن است , نه فقط مطالعه کردن درباره آن . این نکته برای موفق شدن بسیار اهمیت دارد .
5-متمرکز ووسیع فعالیت کنید , نه اینکه فقط به طور صرف فعال باشید . هرآنچه در توان دارید برای این کار بگذارید . یک تعهد و الزام کامل برای خود ایجاد کنید و پیش بروید .
اگر بازاریابی شبکه ای را به عنوان یک عادت و تفریح یا تنها به عنوان یک درآمد نیمه وقت برای خود درنظر بگیرید , آنگاه شما عضوی بی اهمیت و اتفاقی برای این کار خواهید شد .
اگر شما قصد به دست آوردن درآمدی بزرگ و عظیم از بازاریابی شبکه ای را دارید , باید متمرکز و وسیع فعالیت کنید .
6-تلاش و فعالیت آن چیزی است که برای شما نتیجه به بار می آورد اما باید توجه داشته باشید که نباید پیش از فعالیت , مثبت اندیش باشید . خود را برای فعالیت و کار مداوم روزانه قانون مند کنید . بدون در نظر گرفتن آن که هر روز چه احساسی دارید یا چه چیزی ذهن شما را درگیر کرده , روزانه کاری برای بهتر کردن تجارت خود انجام دهید .
آنچه شما را به خریداران و توزیع کنندگان می رساند یک برنامه ریزی روزانه است . خود را برای انجام دادن مداوم و روزانه قانون مند کنید . تلاش سازگار مداوم و پایا برای موفق شدن شما بسیار مهمتر و باارزش تر از این است که شما یک شلیک داغ و ناگهانی داشته باشید .
7-یک نگاه و دید دور اندیش داشته باشید . مطابق و درحدود بودجه خود برای تجارت کردن سرمایه گذاری و خرج کنید . برای درازمدت برنامه ریزی داشته باشید .
8-زمان می برد تا پایه های اساسی درآمد خود را بسازید و بالا ببرید , اما وقتی شروع به بالا آمدن و ساخته شدن بکند (از زمان بهره دهی و به سود رسیدن ) باید بدانید که هیچ چیزی در دنیا بهتر از آن نمی باشد .
9-شما باید واقعا محصولات و فرصت هایتان را دوست داشته باشید . هیچ راهی وجود ندارد که شما موفق بشوید , بدون آنکه محصولات و فرصت هایتان را باور کرده یا درباره آنها مشتاق باشید . لزومی ندارد که شما اشتیاقی دیوانه وار داشته باشید . تنها یک نیروی ثابت کافی است . به شرط آنکه از باور واقعی و قلبی شما برآمده باشد .
یک سئوال خوب که شما می توانید پیش از وارد شدن به هرنوع سیستم بازاریابی
شبکه ای از خود بپرسید , این است که آیا من این محصول را با این قیمت پایین صرف نظر از امکانات و فرصت هایی که دارم می خرم ؟ پرسش دوم این است که آیا من به مادرم پیشنهاد می کنم که چنین محصولی تهیه کند ؟!
این دو پرسش شما را در انتخاب این دو اشتباه و احساس تأسف ناشی از آن در امان نگه می دارد .
10-تجارت شما آن گونه که شما عمل می کنید به بار می نشیند . همچنین شیوه اندیشیدن شما درباره آن , چگونگی عملکرد شما را تعیین می کند , اگر شما فکر می کنید که درآمد شما در ماه 300 دلار است , به شیوه خاصی با آن برخورد می کنید , ولی اگر فکر کنید درآمدتان بالغ بر 10,000 دلار یا 100,000 دلار است به شکل دیگری با آن برخورد
می کنید . به خاطر بسپارید که به هرنحوی درباره این تجارت فکر کنید , همان طور هم نتیجه می گیرید , نحوه اندیشیدن شما , نوع درآمد زایی این تجارت را تعیین می کند .
11-از شکست نترسید . باید بیشتر دوست داشته باشید که خیلی زود به موفقیت نرسید . در این صورت شما اشتباه کرده اید . پاسخ همه پرسش ها را نخواهید دانست . شرکتی که شما با آن کار می کنید ممکن است از گردونه تجارت خارج شود . ممکن است فرصت های بسیاری را برای پیداکردن فرصت مناسب استفاده کنید یا به هدر بدهید . درک موفقیت اصولی بر پایه شکست ساخته شده است . تنها زمانی طرز کار کردن یک وسیله را یاد می گیرید که شیوه کار نکردن آن را یاد گرفته باشید . کنارگذاشتن شکست مسبب پیروزی است . از شکست هایتان درس بگیرید . خودتان را به سمت هدف هایتان پرتاب و به آنها حمله کنید . فهمیدن و درک کردن ترس از شکست بسیار با ارزش تر است .
پیروزی شامل فروتن بودن به میزانی است که شما به خودتان اجازه دهید اشتباهات را کنار بگذارید و از آنها درس بگیرید .
12-قابلیت یادگیری داشته باشید . شما دریک مدرسه هستید و هرروز چیز تازه ای یاد خواهید گرفت اگر در حال انجام دادن این تجارت هستید , شما مجبورید این تجارت را انجام دهید تا آن را یاد بگیرید . راه دیگری برای یاد گرفتن بازاریابی شبکه ای وجود ندارد .
وقتی چیزها درست کار نمی کنند تا پیدا کردن یک فرد موفق درآن کار , خودتان کارتان را چک کنید . به آنچه آنها می گویند گوش کنید . آنها با ارائه دلیل و مدرک موفق ترند . شما به طور موقتی احساس ناراحتی می کنید تا زمانی که کارها ی جدیدی که باید انجام دهید تا به وسیله آنها توانایی های مورد نیازتان برای یک بازاریاب برجسته بودن را کسب کنید برایتان به صورت یک عادت درآید .
با رغبت کامل به سمت پیشرفت تدریجی و مداوم پیش بروید . در این صورت سریعتر به موفقیت می رسید .
13-تمام خطوط ذهنی خود را همیشه پر نگه دارید . یکی از کلیدهای موفقیت این است که در آن سریع حرکت کنید تا زمان کافی برای پرداختن به شکست یا برگشت نداشته باشید , زیرا تمام ذهن شما بر فعالیت های مثبت متمرکز شده است , فعالیت هایی که اساس تجارت شما را می سازند .
وقتی همه خطوط ذهنی خود را پاک کنید , عدم علاقه مندی کسی باعث قرار گرفتن شما در سختی و موقعیت بد نمی شود و شما را تحت تأثیر قرار نمی دهد .
14-از خودتان بپرسید امروز چه کاری می توانید انجام دهید تا بنای تجارت شبکه ای خود را عظیم تر کنید و سپس آن را انجام دهید .
15-تلفن بهترین دوست شماست . بر تلفن تسلط پیدا کنید و از آن ثروت به دست بیاورید اگر از تلفن بترسید , هیچ گاه درآمد مهمی در بازاریابی شبکه ای به دست نخواهید آورد از تلفن برای پرگویی روسا و خریداران خود استفاده کنید . خودتان باشید رفتار دوستانه داشته باشید و مشتاق و علاقه مند باشید . همیشه لبخند برلب داشته باشید به خصوص وقتی صحبت می کنید .
16-ذهنیت دوراندیش داشته باشید . پیوسته به یگانه و یکتا بودن فکر کنید وراههای تازه ای برای به دست آوردن خریداران و توزیع کنندگان جدید خلق کنید وسپس آنها را انجام دهید .فکرکردن و عمل کردن باید دست دردست هم حرکت کنند .
17-بازاریابی شبکه ای برای همه کس نیست . سعی کنید با همه اشخاص درباره این نوع تجارت صحبت کنید زیرا مجبورخواهید شد درمورد شیوه کارکردن در این نوع تجارت با آنها صحبت کنید . شما نمی توانید نوع دیگری از تجارت برای آنها بسازید . بهترین موقعیت شما از درون داستان موفقیت خود شما خلق شود . باید به دنبال کسانی باشید که این تجارت را می خواهند و آمادگی پذیرش و فراهم کردن آنچه را شامل آن می شود دارند . به همین دلیل و به همین سادگی , شما تنها یک جورکننده هستید نه یک فروشنده .
18-دقیقا از همین جایی که هستید آغاز کنید . شما نمی توانید موقعیت مالی خود را با خانه ساختن روی آن و پوشاندن آن یابا شکایت کردن از آن عوض کنید . تنها چیزی که موقعیت شما را تغییر می دهد , خود شما هستید . حتی اگر کاملا ورشکست شده اید می توانید موقعیت مالی خود را با بازاریابی شبکه ای بهبود ببخشید .
تنها به یاد داشته باشید که ممکن است طول بکشد .احتمالا در این راه سختی و مشقت باید بکشید و همچنین
خلاق باشید . شما می توانید , در صورتی که هرگز از پا نایستید . فرصت ها همیشه در خلال کار کردن ایجاد
می شوند .
19-راستگو باشید و از قرار دادن همه فرصت ها بر پایه حرص و طمع خودداری کنید .
20-از خدا کمک بطلبید . برای برکت کارهایتان , معرفت , دوام , استحکام , نیروداشتن , خلاق و مبتکر بودن دعا کنید . او از شما محافظت و نگهبانی خواهد کرد با همه منابعی که به آن نیاز دارید , برای همه زندگی تان نه فقط برای این کار (بازاریابی شبکه ای) .
وقتی یک بازاریاب شبکه ای موفق شدید , به یاد داشته باشید که شما تنها فرد موفق دراین کار نیستید .
سپاسگذار و حق شناس باشید . به نفس خود اجازه ندهید که شما را حقیر کند . ارزش ها همیشه پیش از
سقوط و هبوط پیدا می شوند .
فراموش نکنید که از کجا آمده اید . به دیگران هم کمک کنید تا به موفقیتی معادل موفقیت و کامیابی شما برسند .
مجله همه چیز شماره 11و12
ای کاش می شد سلول های مغز نتورکرها را نشان داد تا ببینند به اندازه
کف دست کارگران پینه دارد . « همه چیز»
ويژگيهاي اقتصاد موج سومي
در سال 1956، نيكيتا خروشچف مرد شماره يك اتحاد جماهير شوروي، رجز معروف خود را بر زبان آورد و گفت : «ما شما را دفن خواهيم كرد». وي ميخواست بگويد در سالهاي آينده، كمونيسم ازنظر اقتصادي، سرمايهداري را پشت سر خواهد گذاشت. اين رجزخواني، تهديد غلبه نظامي را نيز دربرداشت و در سرتاسر جهان بازتاب يافت.
ولي در آن زمان حتي در ذهن عده اي انگشت شمار نيز نميگنجيد كه انقلابي در نظام توليد ثروت در غرب بتواند موازنه نظامي جهان - و خود جنگ - را دگرگون سازد.
آنچه خروشچف (و بيشتر آمريكاييان) نميدانستند، اين بود كه سال 1956 نخستين سالي نيز بود كه در آمريكا شمار كارمندان و كاركنان شاغل در بخش خدمات از شمار كارگران كارخانهاي فراتر رفت. اين نخستين نشانه اِمحاء اقتصاد دودكشي موج دومي، و ظهور اقتصاد جديد موج سومي بود.
براي درك تحولات خارق العادهاي كه از آن پس رخ داده است، و براي پيش بيني تحولات به مراتب شگفت انگيزتري كه در پيش داريم، لازم است ويژگيهاي مهم اقتصاد نوين موج سومي را ازنظر بگذرانيم. آنچه ذيلاً
مي آيد نه تنها رموز سوددهي و رقابت جهاني را نشان مي دهد، بلكه كليدي است براي ورود به اقتصاد سياسي قرن بيست و يكم.
1. عوامل توليد
زمين و نيروي كار و موادخام و سرمايه، «عوامل اصلي توليد» در اقتصاد موج دومي گذشته بودند و حال آنكه اكنون منابع اساسي اقتصاد موج سومي، دانايي است كه در اينجا به معني وسيع خود شامل داده ها و اطلاعات، تصاوير ذهني و نمادها، و فرهنگ و ايدئولوژي و ارزشهاست.
داشتن داده ها و اطلاعات يا دانايي مناسب، كاهش تمام نهادههايي را كه در توليد ثروت به كار ميروند، ممكن ميسازد. اما مفهوم دانايي به عنوان «جانشين نهايي»، هنوز براي خيليها قابل هضم نيست. غالب اقتصاددانان و حسابداران هنوز با اين ايده مشكل دارند؛ زيرا كميت بخشيدن به دانايي كار ساده اي نيست. آنچه اقتصاد موج سومي را واقعاً انقلابي مي سازد، اين واقعيت است كه زمين و نيروي كار و موادخام و شايد حتي سرمايه را ميتوان منابعي محدود تلقي كرد؛ ولي دانايي ازهمه لحاظ پايان ناپذير است. برخلاف كورهي ذوب يا خط توليد،
دو شركت در آن واحد ميتوانند از دانايي استفاده كنند و آن را براي توليد دانايي بيشتر به كار گيرند.
2. ارزشهاي ناملموس
ارزش شركت موج دومي را ميتوان براساس داراييهاي ملموسي چون ساختمان و ماشين آلات و سهام و موجودي انبار سنجيد. و حال آنكه ارزش بنگاههاي موفق موج سومي، بيش از پيش در توانايي آنها در كسب و ايجاد و توزيع و بهكارگيري دانايي، خواه به صورت استراتژيك و خواه به صورت عملياتي نهفته است.
ارزش واقعي شركتهايي چون كامپك يا كداك، هيتاچي يا زيمنس، بيشتر به ايدهها و بصيرتها و اطلاعاتي
است كه در مغز كاركنان آنها جاي دارد؛ ونيز متكي به بانكهاي اطلاعاتي و حق امتياز اختراعاتي است كه اين
شركتها دراختيار دارند، نه به تعداد كاميونها و خطوط توليد و ديگر داراييهاي ظاهريشان. بدين ترتيب
خود سرمايه نيز بيش از پيش بر عوامل ناملموس مبتني شده است.
3. انبوه زدايي
درهمان حال كه بنگاهها سيستمهاي «اطلاعات بر» و اغلب «روباتي» توليد را نصب ميكنند كه قادر به ساخت انواع بي پاياني از محصولات ارزان و حتي سفارشي است، توليدانبوه كه خصلت شاخص اقتصاد موج دومي بود، منسوخ و منسوختر ميشود. و درواقع نتيجهي انقلابي اين تحول، انبوه زدایی تولید انبوه است.
چرخش به سمت تكنولوژيهاي انعطافپذيرِ هوشمند، تنوع و گوناگوني را اشاعه مي دهد و دامنهي انتخاب مصرف كننده را تا آنجا ميگستراند كه فروشگاه وال-مارت
(Wal-Mart) ميتواند 110هزار قلم محصول درانواع و اندازهها و رنگهاي مختلف جهت انتخاب ارائه دهد.
وال-مارت درمقياس انبوه تجارت ميكند. ولي بازار انبوه نيز خود هرچه بيشتر و بيشتر به بازارهاي مناسب و متعادل تجزيه مي شود و درآن حال نيازهاي مشتريان تنوع مييابد و دسترسي به اطلاعات بهتر به مؤسسات تجاري اين امكان را ميدهد كه بازارهاي خود را شناسايي كنند و درخدمت تأمين نيازهاي
خرده بازارها (micro-markets) قرار گيرند. مغازههاي اجناس تخصصي، بوتيكها، فروشگاههاي بزرگ، سيستمهاي ماهوارهاي خريد از خانه، خريد كامپيوتري، خريد پستي مستقيم و ديگر سيستمها، مجاري روزافزوني را ارائه ميدهد كه از طريق آنها توزيعكنندگان ميتوانند اجناس خود را در بازاري هرچه انبوه زدايي شدهتر به مشتريانشان عرضه كنند. در اواخر دهه 1960 كه كتاب شوك آينده را مينوشتيم، بازاريابان دورانديش به بحث و گفتگو درباره ي «بخش بندي بازار» پرداخته بودند. امروز آنان به جاي توجه به «بخشها»، توجه خود را بر «ذرات» متمركز كرده اند؛ يعني واحدهاي خانوادگي و افراد.
درهمين حال تبليغات، بخش هاي هرچه كوچكتري از بازار را هدف مي گيرد و به اين بخشها از طريق رسانههايي دسترسي مي يابد كه هرچه بيشتر انبوه زدايي شده اند. بحران شبكههاي تلويزيوني CBS و NBC و
ABC – كه روزگاري شبكههاي عظيمي محسوب مي شدند– زماني روي ميدهد كه شركت مخابرات دِنـور
(Tele-Communications Inc. of Denver) آغاز فعاليت شبكه فيبر نوري را اعلام ميكند كه ميتواند 500 كانال تلويزيوني دوسويه (interactive) دراختيار بينندگان خود بگذارد. اين بحران بر تجزيه شگفت انگيز مخاطبان انبوه، خط تأكيد ميگذارد. درچنين سيستمهايي فروشندگان ميتوانند خريداران را با دقت بيشتري هدف قرار دهند. انبوه زدايي همزمان توليد و توزيع و ارتباطات ، اقتصاد را نيز دچار انقلاب
مي كند و آن را از همگوني، به سمت ناهمگونيِ بياندازه سوق ميدهد...
باتشکراز SMART و وبلاگ كوئستيها
چند سال پيش در جريان بازي هاي پارالمپيك ( المپيك معلولين ) در شهر سياتل آمريكا 9 نفر از شركت كنندگان دو100متر پشت خط آغاز مسابقه قرار گرفتند.
همه اين 9 نفر افرادي بودند كه ما آنها را عقب مانده ذهني و جسمي مي خوانيم. آنها با شنيدن صداي تپانچه حركت كردند. بديهي است كه آنها هرگز قادر به دويدن با سرعت نبودند و حتي نمي توانستند به سرعت قدم بردارند بلكه هر يك به نوبه خود با تلاش فراوان مي كوشيد تا مسير مسابقه را طي كرده و برنده مدال پارالمپيك شود.
ناگهان در بين راه مچ پاي يكي از شركت كنندگان پيچ خورد . اين دختر يكي دو تا غلت روي زمين خورد و به گريه افتاد.
هشت نفر ديگر صداي گريه او را شنيدند ، آنها ايستادند، سپس همه به عقب بازگشتند و به طرف او رفتند.
يكي از آنها كه مبتلا به سندروم داون(عقب ماندگي شديد جسمي و رواني) بود، خم شد و دختر گريان را بوسيد و گفت : اين دردت رو تسكين ميده .
سپس هر 9 نفر بازو در بازوي هم انداختند و خود را قدم زنان به خط پايان رساندند.
در واقع همه آنها اول شدند. تمام جمعيت ورزشگاه به پا خواستند و 10 دقيقه براي آنها كف زدند.
دلایل شکست برخی شرکتهای NM (Network Marketing) را میتوان به شرح ذیل دسته بندی کرد:
v v مدیریت بی تجربه
v v سرمایه ناکافی
v v پخش کننده های ناکارآمد
v v عدم توانایی در جذب پخش کننده ها
v v طرح پورسانت دهی نا مناسب
v v محصول نامناسب
v v عدم منحصر به فردی
یک یا چندتا از عوامل فوق موجب شکست شرکتهای NMمی شوند.
اما به نظر من بدترین حالت وقتی است که یک شرکتNM با وجود تیم مدیریت قوی، سرمایه کافی، طرح پورسانت دهی مناسب، روشهای آموزشی قوی برای پخش کننده ها باز هم شکست می خورد؛
زیرا محصول نامناسب تولید می کند.
من به تجربه سی ساله خود در این تجارت این موضوع را بارها دیده ام. در واقع بسیاری از شرکتهای NM نتوانستند یک محصول تجاری خوب را به بازار معرفی کنند،بطوریکه نظر مردم به سوی آنها جلب شود.
در سوی دیگر شرکتهای بسیاری هم با مدیریت نه چندان قوی،سرمایه کم،پخش کننده های غیر مجرب و یک طرح پورسانت دهی متوسط رشد بسیاری کرده اند چون محصول مناسبی به بازار عرضه کرده اند.
محصولات مناسب میتواند بسیاری از ضعفهای یک شرکتNM را پوشش دهد.مشتری میتواند مدیران بی تجربه و پخش کننده های ضعیف را فراموش کند به شرطی که از محصول واقعا راضی باشد.شرکتهای موفق معمولا یک تیم تحقیق و توسعه محصول دارند.این تیم یک نکته کلیدی آنهاست.
بیاد داشته باشید هیچ شرکتی عاری از اشتباه نیست.اما معمولا شرکتهای موفق پیوسته در حال بهبود مدل تجاری خود هستند.امکان دارد پیشنهادهای شما کمک ارزنده ای به مدل تجاری آنها نماید که به نوبه خود منجر به بهبود تجارت خود شما میگردد.
توضیح :
مایکل شفیلد رییس انجمنMLM است.او و همکارانش به توسعه بسیاری از شرکتهای NM و MLM کمک کرده اند.وی تا بحال بیش از 300 طرح پورسانت دهی طراحی کرده و به فروش بیش از 200 محصول جدید به روشNM در سراسر جهان کمک کرده است. آقای شفیلد سخنران میهمان دانشگاه ایلینویز ،تگزاس ، برکلی و هاروارد است.
نویسنده : مایکل شفیلد
مترجم : مهندس سبزی
منبع :www.entrepreneuer.com
منبع: وبلاگ پرمحتوای عسلویه کوئست